اقتصاد هر کشور بر پایه اطلاعات، دادهها و آمارهای دقیق بنا میشود. تصمیمگیریهای اقتصادی، تدوین سیاستهای مالی و پولی، برنامهریزی برای تولید، اشتغال، سرمایهگذاری و رفاه عمومی همگی نیازمند دسترسی به آمار شفاف، قابل اعتماد و بهروز هستند. در چنین شرایطی، ادعای مدیریت موفق اقتصادی بدون وجود نظام آماری شفاف، بیش از آنکه نشانه توانایی مدیریتی باشد، میتواند به نوعی بازی با افکار عمومی تبدیل شود.
آمار اقتصادی نقش قطبنما را برای سیاستگذاران ایفا میکند. نرخ تورم، رشد اقتصادی، بیکاری، فقر، توزیع درآمد، حجم نقدینگی و دهها شاخص دیگر، ابزارهایی هستند که وضعیت واقعی اقتصاد را نشان میدهند. زمانی که این شاخصها بهصورت دقیق و مستقل منتشر نشوند، امکان ارزیابی عملکرد دولتها و نهادهای اقتصادی از بین میرود. در چنین فضایی، هر ادعایی درباره موفقیت یا شکست اقتصادی بیشتر بر پایه تبلیغات و روایتهای سیاسی استوار خواهد بود تا واقعیتهای قابل سنجش.
شفافیت آماری تنها یک ضرورت فنی نیست، بلکه یکی از ارکان حکمرانی مطلوب محسوب میشود. سرمایهگذاران، فعالان اقتصادی، پژوهشگران و حتی شهروندان عادی برای تصمیمگیریهای خود به اطلاعات معتبر نیاز دارند. پنهانکاری یا انتشار گزینشی آمار باعث کاهش اعتماد عمومی و افزایش نااطمینانی در اقتصاد میشود. در نتیجه، هزینه سرمایهگذاری افزایش یافته و فضای کسبوکار با چالشهای بیشتری روبهرو خواهد شد.
از سوی دیگر، نبود آمار شفاف میتواند زمینه را برای دستکاری افکار عمومی فراهم کند. هنگامی که معیارهای سنجش عملکرد در دسترس نباشد، امکان ارائه تصویر دلخواه از وضعیت اقتصادی افزایش مییابد. ممکن است کاهش موقت قیمت یک کالا بهعنوان نشانه موفقیت معرفی شود، در حالی که شاخصهای کلان اقتصادی روندی متفاوت را نشان دهند. همچنین ممکن است مشکلات ساختاری اقتصاد پشت آمارهای ناقص یا غیرقابل راستیآزمایی پنهان بمانند.
تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که توسعه اقتصادی پایدار با شفافیت اطلاعاتی رابطهای مستقیم دارد. نهادهای آماری مستقل، دسترسی آزاد به دادهها و امکان نقد و بررسی آمارهای رسمی، از مهمترین ویژگیهای اقتصادهای پیشرفته هستند. در چنین کشورهایی، عملکرد دولتها نه بر اساس شعار، بلکه بر مبنای ارقام و شاخصهای قابل اندازهگیری مورد قضاوت قرار میگیرد.
در نهایت باید گفت مدیریت اقتصادی بدون ابزار آمار شفاف، همانند هدایت یک کشتی در دریای طوفانی بدون نقشه و قطبنما است. هرچند ممکن است در کوتاهمدت بتوان با روایتسازی و تبلیغات، تصویری مطلوب از شرایط ارائه کرد، اما واقعیتهای اقتصادی در بلندمدت خود را آشکار میکنند. شفافیت آماری نه یک انتخاب، بلکه پیششرط مدیریت علمی اقتصاد، پاسخگویی مسئولان و حفظ اعتماد عمومی است. هر جا که آمار شفاف وجود نداشته باشد، احتمال فاصله گرفتن سیاستگذاری از واقعیت و تبدیل شدن اقتصاد به عرصهای برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی افزایش مییابد.
بیان دیدگاه