-
بحران کاری در پنج ساله و بیشتر در آینده
امکان وقوع بحرانهای کاری در پنج ساله و بیشتر در آینده وجود دارد که میتواند بر افراد آکادمیک و دیگر مشاغل در بازار کار تأثیرگذار باشد. برخی از عواملی که ممکن است به وقوع بحران کاری منجر شوند عبارتند از:
رشد تکنولوژی هوش مصنوعی: پیشرفت در حوزههای هوش مصنوعی و اتوماسیون ممکن است منجر به اتلاف شغل برای برخی زمینهها شود که مهارتهای انسانی قابل جایگزینی به طور کامل را دارند.
تغییرات درخواستهای بازار کار: تغییرات در تقاضای بازار کار برای مهارتها و دانش خاص میتواند باعث ناکامی افراد آکادمیک در پاسخگویی به این تقاضا شود.تحولات دموگرافیک:تغییرات جمعیتی و نسلی ممکن است بازتابی در نیازهای بازار کار داشته باشند که افراد آکادمیک ممکن است نتوانند به درستی پاسخ دهند.
تحولات سیاسی و اقتصادی جهانی:تحولات سیاسی و اقتصادی جهانی میتواند بازتابی در نیازهای بازار کار داشته باشد و باعث بحرانهای کاری در برخی مناطق و صنایع شود.
برای مقابله با این چالشها، افراد آکادمیک نیاز به انعطافپذیری، آموزش به روز، توانمندسازی در مهارتهای دیجیتالی، و توانایی پاسخگویی به تغییرات سریع بازار کار دارند. همچنین، سازمانهای آموزشی و دولتها نیاز دارند تا سیاستها و استراتژیهای مناسب را برای پشتیبانی از افراد آکادمیک و دیگر مشاغل در مواجهه با بحرانهای کار و مشاغلی را طراحی کنند.
-
مراقبت های بهداشتی و درمانی در ده سال پیش رو
صنعت مراقبت های بهداشتی و درمانی در حال گذار از تحولات سریعی است و پیشرفت های تکنولوژی، شیوه ارائه و دریافت مراقبت ها را متحول می کند. در ده سال آینده، شاهد نوآوری های هیجان انگیزی خواهیم بود که کیفیت مراقبت ها را ارتقا می دهد، دسترسی را افزایش می دهد و هزینه ها را کاهش می دهد.
خدمات پزشکی دقیق رویکردی برای مراقبت های بهداشتی است که بر اساس اطلاعات ژنتیکی، مولکولی و زیست محیطی فردی هر بیمار است. این امر منجر به توسعه درمان های هدفمندتر و مؤثرتر می شود که می تواند به طور خاص برای نیازهای هر بیمار طراحی شود.
سلامت دیجیتال به استفاده از فناوری برای بهبود سلامت و مراقبت های بهداشتی اشاره دارد. این شامل پرونده های الکترونیکی سلامت می شود. سلامت دیجیتال در حال حاضر برای نظارت بر سلامت بیماران، ارائه آموزش و منابع و تسهیل ارتباط بین بیماران و ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی استفاده می شود.
مراقبت های از راه دور به ارائه مراقبت های بهداشتی از طریق فناوری های ارتباطی مانند تله ویزیت ویدیویی یا چت آنلاین است. مراقبت های از راه دور می تواند به بیماران در مناطق روستایی ویا دور دست یا کسانی که به حمل و نقل دسترسی محدودی در شهرها دارند، تسهیل کند.
در ده سال آینده، شاهد استفاده گسترده تر از مراقبت های از راه دور خواهیم بود، زیرا بیماران و ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی مزایای آن را درک می کنند.
این تحولات نویدبخش بهبود کیفیت مراقبت های بهداشتی و درمانی را افزایش داده و موجب کاهش هزینه ها میشود . -
گذار از ممیزمحوری به هوشمندمحوری در نظام مالیاتی
گامی به سوی عدالت مالیاتی
نظامهای مالیاتی سنتی که بر مبنای ممیزمحوری بنا شدهاند، با چالشهای متعددی از جمله فرار مالیاتی، فساد، عدم شفافیت و ناکارآمدی روبرو هستند. در این سیستمها، ممیزان نقش کلیدی در تعیین میزان مالیات مؤدیان دارند و این امر زمینه را برای اعمال سلیقه و اعمال نظر شخصی فراهم میکند.
در مقابل، سیستمهای هوشمندمحور با استفاده از فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی، به طور خودکار و بر اساس دادههای واقعی، میزان مالیات مؤدیان را محاسبه میکنند. این امر میتواند به کاهش فرار مالیاتی، افزایش عدالت مالیاتی، ارتقای شفافیت و کارآمدی نظام مالیاتی منجر شود.
مزایای گذار از ممیزمحوری به هوشمندمحوری در نظام مالیاتی:- افزایش عدالت مالیاتی: در این سیستمها، میزان مالیات به طور خودکار و بر اساس دادههای واقعی محاسبه میشود و این امر به معنای عدالت بیشتر در پرداخت مالیات است.
- ارتقای شفافیت: در سیستمهای هوشمندمحور، فرآیند محاسبه مالیات شفاف و قابلپیگیری است و این امر به افزایش اعتماد مؤدیان به نظام مالیاتی کمک میکند.
- کارآمدی بیشتر: در این سیستمها، فرآیند محاسبه مالیات به طور خودکار انجام میشود و این امر به صرفهجویی در زمان و هزینهها منجر میشود.
مواردی که برای گذار به نظام مالیاتی هوشمندمحور باید مورد توجه قرار گیرد: - زیرساختهای لازم: برای پیادهسازی نظام مالیاتی هوشمندمحور، به زیرساختهای مناسب فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی نیاز است.
- دادههای دقیق و بهروز: برای محاسبه دقیق مالیات، به دادههای دقیق و بهروز از فعالیتهای اقتصادی مؤدیان نیاز است.
- نیروی انسانی متخصص: برای اداره و نگهداری از نظام مالیاتی هوشمندمحور، به نیروی انسانی متخصص در زمینه فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی نیاز است.
نتیجهگیری:
گذار از ممیز محوری به هوشمند محوری در نظام مالیاتی، گامی ضروری برای ایجاد سیستمی عادلانه، کارآمد و شفاف است. با استفاده از فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی، میتوان به طور قابل توجهی فرار مالیاتی را کاهش داد و عدالت مالیاتی را ارتقا داد.
با توجه به اینکه نظام مالیاتی در حال حاضر در حال گذار از نظام سنتی ممیز محور به نظام هوشمند محور است، توجه به تجربیات سایر کشورها و استفاده از بهترین شیوهها میتواند به تسریع و تسهیل این فرآیند کمک کند.
-
هوش مصنوعی و کاهش جرم و تخلف در جامعه
هوش مصنوعی گامی به سوی عدالتی کارآمدتر است و در حال دگرگونی بسیاری از جنبههای زندگی ما، از جمله سیستمهای قضایی، است. پتانسیل این فناوری برای کاهش جرم و تخلف و در نتیجه کم شدن پروندههای قضایی، موضوعی جذاب و مورد بحث است.
سیستمهای نظارتی مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند فعالیتهای مشکوک و نا سالم را در زمان واقعی شناسایی کند و اجازه ندهد اختلالی فراهم شده و به دنبال حل آن باشند. این امر میتواند به جلوگیری از وقوع جرم و جنایت و دستگیری متخلفان و مجرمان قبل از ارتکاب تخلف و جرم کمک کند.
هوش مصنوعی میتواند با بررسی عوامل مختلفی مانند سابقه حقوقی و کیفری، وضعیت اجتماعی و اقتصادی و سابقه سلامت روان، افراد در معرض ارتکاب تخلف و جرم را شناسایی کند. این اطلاعات میتواند برای ارائه مداخلات پیشگیرانه به این افراد، مانند مشاوره و غیره مورد استفاده قرار گیرد.
مردم با آگاهی از هوشمند شدن تمام رفتارهای در همه عرصه های سعی میکنند با انظباط بخشی بالایی به وظایف عرفی و قانونی خود پرداخته و با جدیت اهداف خود را دنبال کنند.
استفاده از هوش مصنوعی به طور قابل توجهی ای تعداد پروندههای قضایی را کاهش می دهد. این امر به نوبه خود میتواند به کاهش بار سیستم قضایی و صرفهجویی در هزینهها و فراهم کردن، بستر زندگی عدالت محور را فراهم کند . -
راهکارهایی برای بانکهای ناتراز و ورشکسته
وجود بانکهای ناتراز و ورشکسته در هر کشوری میتواند ثبات و سلامت سیستم بانکی و به تبع آن، کل اقتصاد را به خطر اندازد. از اینرو، یافتن راهحلهای مناسب برای این معضل از اهمیت بالایی برخوردار است.
بهترین راهکار برای حل مشکل بانکهای ناتراز و ورشکسته، پیشگیری از به وجود آمدن آنهاست. این امرانجام اقداماتی مانند:
نظارت دقیق بانک مرکزی بر عملکرد بانکها: بانک مرکزی باید با رصد مستمر شاخصهای مالی بانکها، از جمله نسبت کفایت سرمایه، نسبت مطالبات معوق و نسبت سپردهها به داراییها، به طور زودهنگام ناهنجاریها را شناسایی و برای رفع آنها اقدام کند.
ایجاد قوانین و مقررات سختگیرانه: قوانین و مقررات بانکی باید به گونهای باشند که از سوءمدیریت و سوءاستفاده در بانکها جلوگیری شود. همچنین، باید ضمانتهای اجرایی قوی برای این قوانین وجود داشته باشد.
افزایش آگاهی عمومی: مردم باید با خطرات سپردهگذاری در بانکهای ناتراز آشنا شوند و آموزشهای لازم را در این زمینه ببینند.
در مواردی که بانکها ناتراز یا ورشکسته شدهاند، باید اقدامات اصلاحی برای حل این مشکل انجام شود. این اقدامات میتواند شامل موارد زیر باشد:
حمایت مالی از بانکها: در برخی موارد، دولت یا بانک مرکزی میتوانند با تزریق منابع مالی به بانکهای ناتراز، به آنها کمک کنند تا از ورشکستگی نجات پیدا کنند.
ادغام بانکها: یکی دیگر از راهکارها، ادغام بانکهای ناتراز با بانکهای سالم است .
تصفیه داراییها: در نهایت، اگر هیچ یک از راهکارهای دیگر کارآمد نباشد، ممکن است لازم باشد که داراییهای بانک ورشکسته به فروش برسد و سپردههای سپردهگذاران تا حدی که مقدور است، به آنها پرداخت شود.
دولت در حل مشکل بانکهای ناتراز و ورشکسته نقش کلیدی دارد. برخی از اقداماتی که دولت میتواند انجام دهد عبارتند از:
ایجاد قوانین و مقررات مناسب: دولت باید قوانین و مقرراتی را فراهم کند که از بروز مجدد مشکلات بانکی جلوگیری کند.
تقویت نظارت بر سیستم بانکی: دولت باید بر عملکرد بانک مرکزی و سایر نهادهای نظارتی بانکی نظارت دقیق داشته باشد تا وظایف خود را به درستی انجام دهند.
حل مشکل بانکهای ناتراز و ورشکسته فقط به عهده دولت و نهادهای بانکی نیست، بلکه همه افراد جامعه باید در این زمینه مشارکت کنند. برخی از اقداماتی که مردم میتوانند انجام دهند عبارتند از:
سپردهگذاری در بانکهای سالم: مردم باید سپردههای خود را فقط در بانکهای سالم سپردهگذاری کنند.
افزایش آگاهی عمومی: مردم باید با خطرات سپردهگذاری در بانکهای ناتراز آشنا شوند و این آگاهی را به دیگران نیز انتقال دهند.
جمعبندی:
مشکل بانکهای ناتراز و ورشکسته مشکلی پیچیده است که برای حل آن به اقدامات متعددی از جمله پیشگیری، اقدامات اصلاحی، حمایت دولت و مشارکت جامعه نیاز است. با اتخاذ رویکردی جامع و با همکاری همه ذینفعان، میتوان این مشکل را به طور ریشهای حل کرد و ثبات و سلامت سیستم بانکی و اقتصاد کشور را حفظ کرد. -
دانشگاه در عصر هوش مصنوعی
رشد شتابان هوش مصنوعی در دهههای اخیر، چالشها و فرصتهای بیشماری را برای جوامع بشری به ارمغان آورده است. یکی از این حوزههای کلیدی، آموزش و به تبع آن، نقش و کارکرد دانشگاهها است. در این مقاله، به بررسی این موضوع میپردازیم که با ظهور هوش مصنوعی، چه نیازی به دانشگاهها به شکل سنتی گذشته وجود دارد و آیا بهتر است دانشگاهها به مراکز پژوهش و نوآوری تبدیل شوند؟
هوش مصنوعی پتانسیل دگرگونی چشمگیر نظام آموزشی را دارد.
سیستمهای مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند با تجزیه و تحلیل دادههای مربوط به عملکرد دانشجو ، برنامههای آموزشی شخصیسازی شدهای را برای هر دانشجو طراحی کنند.
برای بهرهمندی کامل از مزایای هوش مصنوعی، دانشگاهها باید رویکرد خود را به آموزش و یادگیری تغییر دهند. این امر مستلزم سرمایهگذاری در آموزش مربیان، توسعه برنامههای درسی جدید و ایجاد یک فرهنگ یادگیری مادامالعمر است.
با توجه به چالشها و فرصتهای پیش رو، برخی از کارشناسان معتقدند که دانشگاهها باید از مدل سنتی آموزش به سمت مدلهای مبتنی بر پژوهش و نوآوری حرکت کنند. در این مدل جدید، دانشگاهها به مراکزی تبدیل میشوند که در آن دانشجویان در کنار یادگیری علوم و مهارتهای سنتی، در پروژههای تحقیقاتی پیشرفته مشارکت میکنند. این امر به آنها کمک میکند تا مهارتهای حل مسئله، تفکر انتقادی و کار تیمی را که برای موفقیت در دنیای در حال تغییر امروز ضروری است، توسعه دهند.
تبدیل دانشگاه به مرکز پژوهش میتواند مزایای متعددی داشته باشد، از جمله:
آمادهسازی دانشجویان برای مشاغل آینده: با تمرکز بر پژوهش و نوآوری باشند ،
دانشگاهها میتوانند به مراکز نوآوری تبدیل شوند که در آن ایدههای جدید توسعه یافته و به بازار عرضه میشوند. -
ناهماهنگی حقوق و دستمزد با اجاره بها
در سالهای اخیر، شاهد افزایش چشمگیر اجاره بها در کشور بودهایم، در حالی که رشد حقوق و دستمزد با این افزایش همگام نبوده است. این ناهماهنگی فاجعهبار، فشار سنگینی بر خانوارها، به خصوص اقشار کمدرآمد، وارد کرده و بسیاری را در تامین نیازهای اولیه زندگی با مشکل مواجه کرده است.
بر پایه گزارشات رسمی میزان متوسط رشد اجاره بها حدود دو برابر میانگین حقوق و دستمزد است .
این به آن معناست که بخش قابل توجهی از درآمد خانوارها صرف پرداخت اجاره بها میشود و برای سایر هزینههای ضروری مانند خوراک، پوشاک و درمان، بودجه کافی باقی نمیماند.
ناهماهنگی حقوق و دستمزد با اجاره بها موجب
افزایش فقر در خانوارهای کمدرآمد که سهم بیشتری از درآمد خود را صرف اجاره بها میکنند، از سایر هزینههای ضروری مانند خوراک، پوشاک و درمان محروم میشوند. این امر به افزایش فقر و نابرابری در جامعه دامن میزند.
با افزایش سهم اجاره بها در سبد هزینه خانوار، قدرت خرید افراد کاهش مییابد. این امر به رکود اقتصادی و کاهش تقاضا در بازار میانجامد.
افزایش ناتوانی در تامین نیازهای اولیه زندگی و احساس بیعدالتی، میتواند منجر به افزایش ناامیدی و نارضایتی اجتماعی شود.
دولت و متولیان امر باید با وضع قوانین و مقررات مناسب، از افزایش بیرویه اجاره بها جلوگیری کند.
و با ارائه یارانه خاص اجاره مسکن به اقشار کمدرآمد، به آنها در تامین مسکن کمک کند.
با افزایش عرضه مسکن ملکی و اجاره داری حرفه ای در بازار، میتوان از رشد بیرویه قیمتها جلوگیری کرد.
از سوی دیگر با ایجاد فرصتهای شغلی و افزایش درآمد افراد ، متناسب با کشورهای همسایه و دیگر کشورها و تنظیم میانگین درآمد حقوق و دستمزد و اجازه، بها اقدامات مفید انجام داد .
ناهماهنگی حقوق و دستمزد با اجاره بها، مشکلی جدی است که نیاز به توجه فوری مسئولان دارد. با اتخاذ تدابیر مناسب، میتوان از عواقب ناگوار این معضل جلوگیری کرد و به جامعهای عادلانهتر دست یافت. -
توزیع محصولات کشاورزی در عصر دیجیتال
در دنیای امروز که تکنولوژی نقش فزایندهای در تمام جنبههای زندگی ما ایفا میکند، صنعت کشاورزی نیز از این قاعده مستثنی نیست. پلتفرمهای آنلاین و ابزارهای دیجیتال به سرعت در حال دگرگونی شیوه تولید، توزیع و مصرف محصولات کشاورزی هستند. در این میان، طراحی و ارائه یک پلتفرم مرکزی برای توزیع محصولات کشاورزی که کشاورزان بتوانند از طریق آن به طور مستقیم با مصرفکنندگان ارتباط برقرار کنند، میتواند گامی نوین در جهت ارتقای کارایی، شفافیت و عدالت در این زنجیره حیاتی باشد.
این پلتفرم به کشاورزان امکان میدهد تا فراتر از بازارهای محلی، به طیف وسیعتری از خریداران در سراسر کشور یا حتی دیگر کشورها دست پیدا کنند.
با حذف واسطهها، هزینههای بازاریابی و توزیع برای کشاورزان کاهش مییابد و سود بیشتری نصیب آنها میشود.
این پلتفرم بستر مناسبی برای ارائه اطلاعات دقیق به خریداران در مورد محصولات، مانند قیمت، کیفیت، شرایط نگهداری و شیوههای تولید فراهم میکند.
کشاورزان میتوانند از این پلتفرم برای معرفی برند خود و بازاریابی مستقیم محصولاتشان به مصرفکنندگان استفاده کنند.
مصرفکنندگان به طیف وسیعتری از محصولات کشاورزی تازه و باکیفیت که مستقیماً از مزارع تهیه میشوند، دسترسی خواهند داشت.
حذف واسطهها به نفع مصرفکنندگان نیز خواهد بود و آنها میتوانند محصولات را با قیمتهای عادلانهتر خریداری کنند.
خرید از طریق این پلتفرم به منزله حمایت از کشاورزان محلی و رونق اقتصاد محلی خواهد بود.
این پلتفرم با اتصال مستقیم کشاورزان به خریداران، به افزایش کارایی زنجیره تامین مواد غذایی و کاهش ضایعات کمک میکند.
با حمایت از کشاورزی محلی و پایدار، این پلتفرم به حفظ محیط زیست و منابع طبیعی کمک خواهد کرد.
آموزش کشاورزان در مورد نحوه استفاده از پلتفرم و مزایای آن و همچنین ترویج استفاده از آن در بین مصرفکنندگان از اهمیت بالایی برخوردار است. -
نقش دولت در قبال جوانان وابسته به خانواده
در دنیای امروز، بسیاری از جوانان با وجود تلاشهای فراوان، در یافتن شغل و کسب درآمد مناسب و دسترسی به زندگی مستقل با چالشهای متعددی روبرو هستند. این امر، نه تنها استقلال و امنیت مالی آنها را به خطر میاندازد، بلکه میتواند منجر به مشکلات اجتماعی، روانی و خانوادگی نیز شود. در چنین شرایطی، دولت به عنوان متولی امور جامعه، وظایف مهمی در قبال این جوانان بر عهده دارند.
یکی از مهمترین وظایف دولت، ایجاد فرصتهای شغلی متناسب با نیازها و مهارتهای جوانان است. این امر میتواند از طریق سرمایهگذاری در بخشهای مختلف اقتصادی، حمایت از کسبوکارهای نوپا، و ارائه مشوقهایی به کارفرمایان برای استخدام جوانان انجام شود.
بسیاری از جوانان به دلیل عدم تناسب مهارتهایشان با نیازهای بازار کار، در یافتن شغل با مشکل مواجه هستند. دولت میتواند با ارائه آموزشهای مهارتی در زمینههای مختلف، به جوانان در ارتقای مهارتهایشان و افزایش شانس اشتغالشان کمک کنند.
جوانانی که شغل و درآمد ثابتی ندارند، ممکن است در تامین نیازهای اولیه زندگی خود مانند مسکن و خوراک با مشکل مواجه شوند. دولت میتواند با ارائه یارانه و کمکهای مالی به این جوانان، به آنها در تامین این نیازها و حفظ سطح زندگیشان تا دسترسی به یک شغل پایدار کمک کنند تا نیاز به دریافت کمک از خانواده نباشند.
جوانانی که به دلیل بیکاری و مشکلات اقتصادی تحت فشار هستند، ممکن است دچار مشکلات روحی و روانی مانند اضطراب، افسردگی و عزت نفس پایین شوند. دولت میتواند با ارائه خدمات مشاوره و روانشناسی به این جوانان، به آنها در یافتن راهحلهای مناسب برای مشکلاتشان و ارتقای سلامت روانشان کمک کنند.
بیکاری میتواند اوقات فراغت زیادی برای جوانان ایجاد کند که اگر به درستی مدیریت نشود، میتواند منجر به مشکلات اجتماعی و اخلاقی شود. دولت میتواند با ایجاد برنامههای فرهنگی و ورزشی، به جوانان در پر کردن اوقات فراغتشان و ارتقای سلامت جسمی و روحی آنها کمک کنند
در نهایت، باید توجه داشت که حل مشکل جوانان وابسته به خانواده، نیازمند همکاری و همدلی همه دستگاهها و نهادهای ذیربط است. دولت با ایفای نقش خود در زمینههای اقتصادی، اجتماعی، روانی و قانونی، میتواند به جوانان در رسیدن به استقلال و خودکفایی یاری برسانند و جامعهای عادلانهتر و توسعهیافتهتر را برای نسل آینده بسازند.
دولت همچنین میتواند با ارائه وامهای کم بهره و تسهیلات بانکی به جوانان، به آنها در راهاندازی کسب و کار خودشان و یا تخصیص زمین رایگان برای ساخت مسکن و یا تحویل واحد اجارهای حمایتی و غیره کمک کنند تا جامعه جوان راهکار مناسبی را برای زندگی مستقل خود بیابد. -
آثار انظباط بخشی به بازار غیر مولد در بورس
بازار بورس اوراق بهادار در سالهای اخیر شاهد نوسانات زیادی بوده است. یکی از عواملی که به این نوسانات دامن زده، وجود بازارهای غیرمولد موازی مانند بازار مسکن ، ارز و طلا است. در ماههای اخیر، شاهد اقداماتی از سوی دولت و نهادهای نظارتی برای انضباطبخشی به این بازارها بودهایم.
با انضباطبخشی به بازارهای غیرمولد، تقاضا برای داراییهایی مانند مسکن ، ارز و طلا که عمدتاً به عنوان سفتهبازی و حفظ ارزش استفاده میشوند، کاهش خواهد یافت. این امر میتواند منجر به افزایش نقدینگی در بازار بورس و رونق معاملات در این بازار شود.
افزایش اعتماد سرمایهگذاران: انضباطبخشی به بازارهای غیرمولد، به افزایش اعتماد سرمایهگذاران به بازار سرمایه کمک خواهد کرد. این امر میتواند منجر به ورود سرمایههای جدید به بازار بورس و رونق بیشتر این بازار شود.
کاهش نرخ تورم: یکی از عواملی که به تورم دامن زده، وجود بازارهای غیرمولد است. با انظباط بخشی به این بازارها، میتوان انتظار داشت که نرخ تورم در کشور کاهش یابد. این امر به نفع بازار بورس خواهد بود، زیرا تورم بالا قدرت خرید سرمایهگذاران را کاهش میدهد.
انضباطبخشی به بازارهای غیرمولد میتواند در کوتاهمدت منجر به نوسانات قیمتی در بازار بورس شود. این امر به دلیل عدم تعادل موقتی در عرضه و تقاضا برای سهام خواهد بود، در بلندمدت به نفع بازار بورس خواهد بود. این امر با کاهش تقاضا برای داراییهای غیرمولد، افزایش اعتماد سرمایهگذاران و کاهش نرخ تورم، به رونق و ثبات بیشتر بازار بورس کمک خواهد کرد. با این حال، در کوتاهمدت، ممکن است شاهد کاهش نقدینگی و نوسانات قیمتی در این بازار باشیم.
علاوه بر موارد اشاره شده شفافیت در مالیات مقطوع معاملات در بورس نیز از فاکتور های دیگر است که میتواند بازار بورس را تا مدتها نسبت به دیگر بازار ها پشتیبانی کند.