بیمارستان های خصوصی مجری سرویس دهی به بخش ویژه از جامعه است و ناتوانی مراجعه سایر جامعه به این بیمارستان ها نوعی سر افکندگی است .

​در ساختار جوامع مدرن، نظام سلامت یکی از اصلی‌ترین شاخص‌های توسعه‌یافتگی و عدالت اجتماعی به شمار می‌رود. با این حال، شکل‌گیری و گسترش بیمارستان‌های خصوصی لاکچری و اختصاصی، مرزبندی‌های پررنگی را در دسترسی به خدمات درمانی ایجاد کرده است. هنگامی که بیمارستان‌های خصوصی به عنوان مجری انحصاری سرویس‌دهی به بخش ویژه‌ و مرفه جامعه عمل می‌کنند، ناتوانی سایر قشرها در مراجعه به این مراکز، فراتر از یک چالش اقتصادی، به یک بحران روحی و نوعی «سرافکندگی اجتماعی» تبدیل می‌شود. این مقاله به بررسی ابعاد این پدیده و پیامدهای روانی و اجتماعی آن می‌پردازد.
​۱. درمان به مثابه کالای لوکس و شکل‌گیری طبقه ممتاز
​در یک ساختار عادلانه، سلامت باید به عنوان یک حق بنیادین بشری تعریف شود. اما زمانی که بیمارستان‌های خصوصی خدمات خود را بر اساس توانایی مالی بالا تنظیم می‌کنند، درمان تغییر ماهیت داده و به یک کالای لوکس تبدیل می‌شود.
​انحصار کیفیت: بهترین پزشکان، پیشرفته‌ترین تجهیزات پزشکی و رفاهی‌ترین فضاها در اختیار اقلیتی قرار می‌گیرد که توان پرداخت هزینه‌های گزاف را دارند.
​حاشیه نشینی اکثریت: عامه مردم که توانایی تامین این هزینه‌ها یا خرید بیمه‌های تکمیلی گران‌قیمت را ندارند، از این چرخه باکیفیت حذف می‌شوند.
​۲. ریشه‌های احساس سرافکندگی در بیماران و خانواده‌ها
​مواجهه با بیماری به خودی خود یک وضعیت آسیب‌زا و بحرانی است. حال اگر این وضعیت با ناتوانی مالی در انتخاب بهترین مسیر درمان همراه شود، بار روانی مضاعفی را ایجاد می‌کند که منجر به حس سرافکندگی می‌شود. این حس به چند دلیل بازتولید می‌شود:
​الف) مقایسه تحقیرآمیز شرایط درمان
​زمانی که یک شهروند با تماشای کیفیت خدمات، هتلینگ و سرعت رسیدگی در بیمارستان‌های خصوصی، مجبور است در صف‌های طولانی و امکانات فرسوده برخی مراکز عمومی منتظر بماند، احساس «شهروند درجه دو بودن» به او دست می‌دهد.
​ب) عذاب وجدان سرپرست خانواده
​سرپرستان خانوار در مواقع بیماری فرزندان یا والدین خود، وقتی خود را ناتوان از ارجاع عزیز خود به یک بیمارستان مجهز خصوصی می‌بینند، دچار حس تقصیر، شرم و سرافکندگی عمیق می‌شوند؛ چرا که احساس می‌کنند به دلیل ضعف مالی، حق سلامتی را از خانواده خود دریغ کرده‌اند.
​یک واقعیت تلخ اجتماعی:
ناتوانی در خرید دارو یا پرداخت هزینه درمان در مراکز لوکس، در ذهن فرد به معنای کم‌ارزش بودن جان او یا عزیزانش در نظام طبقاتی جامعه تعبیر می‌شود.
​۳. پیامدهای اجتماعی دوقطبی شدن سلامت
​تبدیل شدن بیمارستان‌های خصوصی به دژهای نفوذناپذیر برای عامه مردم، پیامدهای مخربی برای کل جامعه دارد:
بعد پیامد شرح تأثیرات بر جامعه
کاهش سرمایه اجتماعی اعتماد مردم به عدالت، حاکمیت و برابری انسان‌ها به شدت خدشه‌دار می‌شود.
گسست و خشم طبقاتی تماشای تفاوت فاحش بین درمان یک بیماری ساده در دو فضای کاملاً متفاوت، بذرهای کینه و خشم اجتماعی را می‌کارد.
کاهش کیفیت بخش دولتی با مهاجرت نخبگان پزشکی و سرمایه‌ها به بخش خصوصی مرفه، بخش عمومی روز به روز ضعیف‌تر و خسته‌تر می‌شود.
نتیجه‌گیری و راهکارها
​سرافکندگی ناشی از عدم دسترسی به بیمارستان‌های خصوصی، زنگ خطری برای سلامت روانی و اخلاقی یک جامعه است. جان انسان‌ها نباید بر اساس موجودی حساب بانکی آن‌ها ارزش‌گذاری شود. برای عبور از این بحران، نیازمند تغییر ریل در سیاست‌های سلامت هستیم:
​تقویت ساختاری بیمه‌های همگانی به طوری که فاصله پرداخت از جیب بیمار در بخش خصوصی و دولتی به حداقل برسد.
​ارتقای هتلینگ و امکانات بیمارستان‌های دولتی تا تفاوت ظاهری و رفاهی مراکز، گسست طبقاتی را پدید نیاورد.
​نظارت بر تعرفه‌ها و مسئولیت اجتماعی بخش خصوصی جهت اختصاص سهمیه‌ای برای پذیرش بیماران کم‌برخوردار.
​تنها در صورتی که دسترسی به درمان باکیفیت برای همگان فارغ از جایگاه اجتماعی میسر باشد، می‌توان جامعه‌ای پویا، همدل و عاری از حس تبعیض و سرافکندگی بنا کرد.

بیان دیدگاه

وب‌نوشت روی WordPress.com. قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑