در عصر ارتباطات دیجیتال، مفهوم «مرجعیت فکری» دچار تحولی بنیادین شده است. امروزه گروهی از اشخاص شناخته شده (سلبریتیها) به واسطه داشتن تریبونهای قدرتمند در فضای مجازی، فراتر از حوزه مهارت اولیه خود (هنر، ورزش و…) قدم گذاشته و در مسائل پیچیده کلان، از سیاست و اقتصاد گرفته تا پزشکی و امنیت ملی، اظهارنظر میکنند. اگرچه آزادی بیان حقی همگانی است، اما ورود غیرکارشناسی به این حوزهها و بازنشر گسترده آن، میتواند هزینههای جبرانناپذیری را بر منافع ملی تحمیل کند.
۱. فرسایش اعتماد عمومی و تخصصزدایی
یکی از بزرگترین آسیبهای این پدیده، «تخصصزدایی» از جامعه است. وقتی اظهارات یک فرد مشهور در مورد یک بحران اقتصادی یا بهداشتی، بیشتر از تحلیل یک متخصص باسابقه دیده و شنیده میشود، جامعه به سمت سطحینگری سوق مییابد.
پیامد: تضعیف نهادهای نخبگانی و جایگزینی «شهرت» به جای «صلاحیت».
۲. قطبیسازی جامعه و تهدید انسجام ملی
اظهارات غیرتخصصی معمولاً بر پایه احساسات لحظهای و برای جلب لایک و فالوور بیان میشوند. این سخنان به دلیل ماهیت هیجانی، به سرعت جامعه را به دو طیف موافق و مخالف افراطی تقسیم میکنند.
پیامد: از بین رفتن فضای گفتگوی عقلانی و ایجاد شکافهای عمیق اجتماعی که در میانمدت، امنیت ملی را تهدید میکند.
۳. نوسانات کاذب در بازارها
در دنیای امروز، یک توئیت ، استوری ، حضور در یک فروشگاه و غیره از سوی فردی با میلیونها دنبالکننده میتواند باعث هجوم هیجانی مردم به یک بازار خاص و غیره شود.
پیامد: ایجاد حبابهای اقتصادی، برهم خوردن نظم بازار و در نهایت متضرر شدن توده مردمی که بر اساس این توصیههای غیرکارشناسی عمل کردهاند.
نتیجهگیری و راهکار
برای صیانت از منافع ملی در فضای مجازی، نه لزوماً با ابزار سخت، بلکه باید با افزایش سواد رسانهای جامعه و تدوین نظامنامههای اخلاقی و حرفهای عمل کرد. چهرههای مشهور باید بپذیرند که شهرت، «مسئولیت» میآورد. ورود به حوزههایی که حیات جمعی، اقتصاد و اجتماع یک کشور را تحت تأثیر قرار میدهد، نیازمند دانشی است که فراتر از تعداد دنبالکنندگان در فضای مجازی است.
در نهایت، صیانت از منافع ملی در گرو بازگشت به «تخصصگرایی» و پرهیز از رفتارهای پوپولیستی در فضای مجازی است
بیان دیدگاه