در دنیایی که کیوسکهای هوشمند دکتر مجازی با هزینهای ناچیز در هر محله در دسترس هستند، دسترسی به سلامت عمومی (Public Health) به شدت جهش میکند. بیماریها در مراحل اولیه شناسایی میشوند و بار مالی سیستمهای درمانی کاهش مییابد. در چنین سناریویی، ضرورت ورود به رشته پزشکی از «تکنسینِ تشخیص» به «ناظرِ عالی و متخصصِ مداخله» تغییر ماهیت میدهد.
پزشک به عنوان «کنترلگر کیفی» عمل میکند، کیوسکهای هوشمند بر اساس «احتمالات آماری» کار میکنند. ضرورت وجود پزشک انسانی در این است که بتواند «استثناء» را از «قاعده» تشخیص دهد. ورودی جدید به رشته پزشکی باید کسی باشد که بتواند دادههای خروجی کیوسک را در موارد پیچیده تفسیر کند. پزشک دیگر وقت خود را تلفِ نوشتن نسخه استامینوفن و غیره نمیکند؛ او فقط زمانی وارد عمل میشود که سیستم اعلام «وضعیت خاکستری» (عدم اطمینان) کند.
اگر تصور ما از پزشکی، نشستن پشت میز و پرسیدن «کجایت درد میکند؟» باشد، این شغل مرده است. اما اگر پزشکی را «مهندسیِ زیستی و مدیریتِ سلامتِ انسان» بدانیم، ورود به آن ضروریتر از همیشه است.
در واقع، کیوسکهای پزشک مجازی، پزشکان را از «بیگاریِ اداری» آزاد میکنند تا آنها بتوانند به رسالت اصلی خود یعنی حل معماهای پیچیده انسانی و رهبریِ درمان بازگردند.
پزشکان در حال کار امروزه همآهنگ با تکنولوژی روز بایستی خود را همسو کرده تا بتوانند نسبت به خدمات خود ادامه دهند .
بیان دیدگاه