در نظامهای سلامت سراسر جهان، یکی از مسائل برجسته، پدیده جراحیهای غیرضروری است که گاه ریشه در تعارض منافع مالی دارد. این موضوع نه تنها بار مالی سنگینی بر دوش بیماران و سیستمهای درمانی تحمیل میکند، بلکه اصول اخلاقی پزشکی را نیز به چالش میکشد. برآوردهای موجود نشان میدهد که بخش قابل توجهی از اعمال جراحی ممکن است بدون ضرورت کامل انجام شود، هرچند آمار دقیق و جهانی برای آن وجود ندارد.
برآوردهای جهانی از جراحیهای کمارزش مطالعات بینالمللی حاکی از آن است که بخشی از برخی اعمال جراحی در کشورهای پیشرفته، میتوانست با روشهای محافظهکارانهتر مدیریت شود. نقش تعارض منافع و کمیسیونهای پزشکی تعارض منافع عمدتاً از مدل پرداخت «فیفورسرویس» (پرداخت بر اساس حجم خدمات) ناشی میشود، که جراحان را به انجام اعمال بیشتر ترغیب میکند. کمیسیونهای پزشکی، که اغلب پس از وقوع شکایت فعال میشوند، نقش نظارتی و قضایی ایفا میکنند و کمتر مبدأ تعارض هستند؛ بلکه ابزاری برای کشف و اصلاح تخلفاتاند. با این حال، ضعف نظارت پیشگیرانه، نبود پروتکلهای الزامآور بالینی، و فرهنگ سازمانی گاه ناکارآمد، فرصتهایی برای بروز این مسائل فراهم میآورد. بسیاری از موارد هرگز به مرحله شکایت نمیرسند، لذا آمار رسمی تنها کفِ پدیده را نشان میدهد.
وضعیت و شواهد و خلأها در کشور ما ، مطالعات بر شکایات پزشکی تمرکز بیشتری دارند. بر اساس مرورهای نظاممند، بخشی از شکایات منجر به محکومیت میشود، اما این شامل طیف وسیعی از خطاها (تشخیصی، درمانی و…) است، نه صرفاً جراحیهای ناشی از منفعت مالی. پژوهشها (استفاده بیش از حد) از خدمات پزشکی را تأیید میکنند، لیکن دادههای کمی دقیق برای جراحیها محدود است و نیاز به تحقیقات بیشتر احساس میشود.
راهکارهای پیشنهادی برای کاهش پدیده برای مقابله با این چالش، اصلاح مدلهای پرداخت به سمت پرداخت مبتنی بر کیفیت (نه حجم)، الزام به ثبت نظر ثانویه مستقل ، پیش از جراحیهای پرریسک، تقویت کمیسیونهای مستقل، سازمان های بیمه ای و ایجاد نهاد حقوق بیماران ضروری به نظر میرسد. شفافیت در اعلام تعارض منافع و استفاده از راهنماهای بالینی استاندارد نیز گامهای مؤثری خواهند بود. در نهایت، حفظ اعتماد عمومی به نظام سلامت، نیازمند تعهد جمعی به اصول اخلاق حرفهای است. پژوهشهای آینده میتوانند با تمرکز بر دادههای آماری دقیقتر، مبنایی برای سیاستگذاریهای مؤثر فراهم آورند.
بیان دیدگاه