بررسی پدیده گسست روابط بر اثر تفاوت اقتصادی


​۱. مکانیزم‌های روانی شکاف درآمدی
​تفاوت مالی میان دو برادر یا دو دوست صمیمی، صرفاً یک تفاوت در عدد حساب بانکی نیست؛ بلکه منجر به تغییر در سبک زندگی، ارزش‌ها و اولویت‌ها می‌شود. این موضوع از دو جهت باعث قطع رابطه می‌گردد:
​احساس حقارت یا شرم (در طرف کم‌درآمد): فردی که درآمد کمتری دارد، ممکن است در حضور خویشاوند ثروتمند خود احساس ناتوانی کند. ناتوانی در جبران هزینه‌ها (مثلاً در مهمانی‌ها یا سفرهای گروهی) منجر به کناره‌گیری خودخواسته برای حفظ عزت‌نفس می‌شود.
​احساس برتری یا قضاوت (در طرف پردرآمد): فرد ثروتمند ممکن است ناخودآگاه نگاهی تحکم‌آمیز پیدا کند یا تصور کند که اطرافیان تنها به دلیل نیاز مالی با او در ارتباط هستند.
​۲. تغییر در «زبان مشترک» و تفریحات
​زمانی که فاصله درآمدی زیاد می‌شود، فعالیت‌های مشترک محدود می‌گردند.
​وقتی یک برادر سفرهای لوکس خارجی را ترجیح می‌دهد و برادر دیگر در تأمین هزینه‌های اولیه زندگی دچار مشکل است، نقاط تلاقی زندگی آن‌ها از بین می‌رود.
​کالایی شدن روابط: وقتی ارزش یک فرد در نگاه فامیل با مدل خودرو یا منطقه مسکونی سنجیده شود، صمیمیت جای خود را به رقابت و چشم‌وهم‌چشمی می‌دهد.
​۳. حسادت و مقایسه اجتماعی
​در روابط نزدیک مثل خواهر و برادر، «مقایسه اجتماعی» شدیدتر است. افراد معمولاً خود را با کسانی مقایسه می‌کنند که با آن‌ها پیشینه یکسانی داشته‌اند.
​«اگر ما در یک خانه و با یک امکانات بزرگ شدیم، چرا او اکنون بسیار موفق‌تر است؟»
​این سوال اگر با پاسخ‌های منطقی همراه نشود، به حسادت و در نهایت تلخی در روابط و قطع ارتباط منجر می‌شود.
​راهکارهای مقابله با این پدیده
​برای جلوگیری از فروپاشی روابط ارزشمند به خاطر مسائل مادی، توجه به چند نکته ضروری است:
​جداسازی ارزش انسانی از توان مالی: به یاد داشته باشیم که موفقیت مالی همیشه نشانه برتری اخلاقی نیست و فقر نیز نشانه بی‌عرضگی یا بی‌ارزش بودن فرد نیست.
​مدیریت هزینه‌ها در جمع‌های خانوادگی: پیشنهاد می‌شود در جمع‌های فامیلی، سطح تفریحات و هزینه‌ها بر اساس توانایی کم‌درآمدترین فرد تنظیم شود تا همه احساس راحتی کنند.
​تأکید بر خاطرات و مشترکات معنوی: در ملاقات‌ها، تمرکز را از «داشته‌ها» به سمت «خاطرات مشترک» و حمایت‌های عاطفی ببرید.
​شفافیت و همدلی: صحبت کردن صادقانه درباره محدودیت‌ها یا نگرانی‌ها می‌تواند از سوءتفاهم‌ها جلوگیری کند.
​نتیجه‌گیری
​فاصله درآمدی یک واقعیت اقتصادی است و در جوامعی که ​مدیریت اجرایی  سیستم مالیاتی کارآمدی ندارند (مثلاً فرار مالیاتی ثروتمندان یا عدم مالیات بر عایدی سرمایه)، باعث می‌شوند ثروت در دست اقلیتی خاص انباشته شود. در مقابل، تورم (که مالیات پنهان فقراست) قدرت خرید طبقه ضعیف را نابود می‌کند.
​و یا ​وقتی دولت‌ها خدمات عمومی باکیفیت (مانند مدارس و بیمارستان‌های دولتی خوب) را حذف می‌کنند، پیشرفت اقتصادی به جای «شایستگی»، به «ثروت اولیه خانواده» وابسته می‌شود. حفظ روابط اصیل و پایداری ارتباطات در دنیای مادی‌گرا، نیازمند هوشمندی عاطفی و گذشت از سوی هر دو طرف (ثروتمند و کم‌درآمد) در شرایط موجود است.
​.

بیان دیدگاه

وب‌نوشت روی WordPress.com. قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑