اقتصاد بازار آزاد بهعنوان یکی از الگوهای رایج اقتصادی در جهان، بر پایه مالکیت خصوصی، رقابت، عرضه و تقاضا و حداقل دخالت دولت شکل گرفته است. طرفداران این نظام معتقدند که بازار آزاد میتواند با افزایش کارایی، نوآوری و رشد اقتصادی، رفاه عمومی را بهطور غیرمستقیم افزایش دهد. با این حال، پرسش اساسی این است که آیا اقتصاد بازار آزاد بدون توجه جدی به آموزش عمومی، بهداشت درمان و تأمین مسکن مناسب میتواند آرامش اجتماعی و رفع نگرانیهای آینده مردم را فراهم کند؟
در نگاه کوتاهمدت، اقتصاد بازار آزاد ممکن است برای بخشی از جامعه فرصتهای شغلی، درآمد بالاتر و آزادی انتخاب ایجاد کند. رشد اقتصادی و افزایش تولید ناخالص داخلی میتواند این تصور را بهوجود آورد که جامعه در مسیر پیشرفت قرار دارد. اما این دستاوردها لزوماً بهصورت عادلانه توزیع نمیشوند. در غیاب سیاستهای حمایتی در حوزه آموزش، بهداشت و مسکن، شکاف طبقاتی افزایش یافته و بخش بزرگی از جامعه از مزایای رشد اقتصادی محروم میماند.
آموزش عمومی یکی از پایههای اصلی توسعه پایدار است. اگر آموزش به کالایی صرفاً بازاری تبدیل شود، تنها اقشار مرفه قادر به دسترسی به آموزش باکیفیت خواهند بود. این مسئله نهتنها تحرک اجتماعی را کاهش میدهد، بلکه در بلندمدت باعث کمبود نیروی انسانی ماهر و افزایش نارضایتی اجتماعی میشود. جامعهای که در آن فرصتهای آموزشی نابرابر است، بهسختی میتواند احساس امنیت و آرامش در آینده را تجربه کند.
بهداشت و درمان نیز نقشی حیاتی در ثبات اجتماعی دارد. در نظامی که سلامت افراد به توان مالی آنها وابسته است، بیماری میتواند بهسرعت به بحران اقتصادی خانوار تبدیل شود. ناامنی درمانی، اضطراب دائمی و کاهش بهرهوری نیروی کار را در پی دارد و هزینههای پنهان سنگینی را به کل جامعه تحمیل میکند؛ حتی اگر بازار آزاد در ظاهر کارآمد بهنظر برسد.
مسکن مناسب نیز از نیازهای اساسی انسان است. در اقتصاد بازار آزادِ بدون نظارت، مسکن میتواند به کالایی سرمایهای و ابزار سوداگرانه تبدیل شود. افزایش قیمت مسکن و اجارهبها، بهویژه برای اقشار متوسط و کمدرآمد، احساس بیثباتی و نگرانی نسبت به آینده را تشدید میکند و آرامش روانی جامعه را از بین میبرد.
در نتیجه، هرچند اقتصاد بازار آزاد میتواند به رشد اقتصادی کمک کند، اما بدون توجه فعال و هدفمند به آموزش عمومی، بهداشت درمان و تأمین مسکن مناسب قادر به ایجاد آرامش پایدار و رفع نگرانیهای آینده مردم نخواهد بود. تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد که ترکیب بازار آزاد با سیاستهای اجتماعی هوشمندانه و مسئولیتپذیری دولت، میتواند هم رشد اقتصادی و هم عدالت اجتماعی را تا حد زیادی تأمین کند. آرامش واقعی زمانی حاصل میشود که مردم نهتنها به امروز، بلکه به آینده خود نیز با اطمینان بنگرند.
بیان دیدگاه