جدا‌سازی افراد کم‌درآمد بر پایه اظهارنامه مالیات سالانه و با همراهی هوش مصنوعی


شناسایی دقیق و هدفمند اقشار کم‌درآمد جامعه از اساسی‌ترین پیش‌نیازهای طراحی سیاست‌های حمایتی مؤثر است. یکی از ابزارهای موجود برای این هدف، اظهارنامه‌های مالیاتی سالانه است که حاوی اطلاعات مهمی درباره سطح درآمد افراد و کسب‌وکارهاست. در این میان، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی می‌تواند فرآیند تحلیل داده‌های مالیاتی را تسهیل کرده و دقت شناسایی افراد نیازمند را افزایش دهد. این مقاله به بررسی نقش هوش مصنوعی در تحلیل اظهارنامه‌های مالیاتی جهت شناسایی اقشار کم‌درآمد پرداخته و مزایای این رویکرد را در بهبود عدالت اجتماعی و کارآمدی سیاست‌های عمومی تحلیل می‌کند.

در جوامع امروزی، کاهش فقر و نابرابری اجتماعی امهم‌ترین اهداف دولت‌ها و نهادهای حکمرانی به‌شمار می‌رود. لازمه تحقق این هدف، شناسایی دقیق افراد و خانوارهای کم‌درآمد است تا منابع محدود رفاهی و حمایتی به‌صورت عادلانه و هدفمند تخصیص یابد. در بسیاری از کشورها، اظهارنامه‌های مالیاتی به‌عنوان منبعی غنی از داده‌های درآمدی شهروندان شناخته می‌شود. با این حال، پیچیدگی داده‌ها، تخلفات احتمالی و نواقص در ثبت اطلاعات، کار تحلیل این داده‌ها را دشوار می‌سازد. در چنین شرایطی، هوش مصنوعی می‌تواند با پردازش حجم عظیم داده‌ها، الگوهای درآمدی را شناسایی و افراد کم‌درآمد را با دقت بالا جدا کند.

تحلیل اظهارنامه مالیاتی به‌عنوان مبنای داده‌ای

اظهارنامه مالیاتی سالانه شامل اطلاعاتی نظیر:

درآمد ناخالص و خالص

هزینه‌ها و کسورات

دارایی‌ها و بدهی‌ها

نوع شغل یا منبع درآمد


می‌باشد. این داده‌ها، به شرط صحت و جامعیت، می‌توانند پایه‌ای مناسب برای تحلیل وضعیت اقتصادی افراد باشند. با این حال، برخی چالش‌ها همچون پنهان‌سازی درآمد، گزارش ناقص یا عدم ارائه اظهارنامه از سوی برخی گروه‌ها (مخصوصاً مشاغل غیررسمی) وجود دارد که نیازمند راهکارهای مکمل است.

نقش هوش مصنوعی در شناسایی افراد کم‌درآمد

هوش مصنوعی، به‌ویژه در قالب یادگیری ماشین (Machine Learning) و تحلیل کلان‌داده‌ها (Big Data Analytics)، توانایی شناسایی الگوهای پنهان در داده‌های پیچیده را دارد. با استفاده از این فناوری، می‌توان:

تشخیص ناهنجاری‌ها: شناسایی تفاوت بین داده‌های ثبت‌شده و الگوهای معمول در درآمد.

پیش‌بینی وضعیت اقتصادی فرد بر اساس تاریخچه مالیاتی و سایر متغیرهای اجتماعی.

ترکیب داده‌های مکمل مانند اطلاعات بانکی، بیمه، مصرف انرژی و… برای بهبود دقت شناسایی.

خودکارسازی فرآیند شناسایی افراد واجد شرایط حمایت.


مزایای استفاده از رویکرد هوشمند در سیاست‌گذاری اجتماعی

هدف‌گذاری دقیق‌تر: هدایت یارانه‌ها و کمک‌های مالی به افراد واقعاً نیازمند.

کاهش فساد و سوءاستفاده: با نظارت مستمر الگوریتم‌های هوش مصنوعی بر داده‌های مالی.

بهینه‌سازی منابع: جلوگیری از هدررفت بودجه‌های حمایتی.

افزایش اعتماد عمومی: وقتی افراد می‌بینند حمایت‌ها به‌درستی تخصیص یافته‌اند.

نتیجه‌گیری

جدا‌سازی و شناسایی دقیق افراد کم‌درآمد، به‌ویژه در جوامع با منابع محدود، نقش اساسی در تحقق عدالت اجتماعی دارد. استفاده از داده‌های اظهارنامه مالیاتی، در کنار فناوری هوش مصنوعی، می‌تواند این فرآیند را متحول سازد. البته تحقق کامل این هدف نیازمند سیاست‌گذاری دقیق، رعایت ملاحظات اخلاقی و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های داده‌ای و فناوری است. این رویکرد، نمونه‌ای از استفاده سازنده از هوش مصنوعی در خدمت منافع عمومی و اجتماعی است.

بیان دیدگاه

وب‌نوشت روی WordPress.com. قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑