صادرکننده علم؛ گرفتار در ناکارامدی اقتصادی

در جهان امروز، سرمایه انسانی مهم‌ترین دارایی هر کشوری به شمار می‌رود. کشوری که بتواند نیروی متخصص، اندیشمند و تحصیل‌کرده پرورش دهد، از مزیتی برخوردار است که در بلندمدت می‌تواند بنیان‌های پیشرفت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را تحکیم بخشد. اما این مسیر تنها زمانی به ثمر می‌نشیند که بستر مناسب برای بهره‌برداری از توانایی‌ها و تخصص این سرمایه انسانی در داخل کشور فراهم شود. در غیر این صورت، نتیجه‌ای معکوس به بار خواهد آمد: صادرات مغزها و ثبات ناکارامدی

تناقض توسعه علمی و رکود اشتغال

کشوری که دانشگاه‌های آن سالانه هزاران فارغ‌التحصیل تحویل جامعه می‌دهند اما قادر به فراهم‌سازی فرصت‌های شغلی متناسب با تخصص این نیروها نیست، در عمل به کارخانه‌ای تبدیل می‌شود که برای دیگر کشورها نیروی آماده و آموزش‌دیده تولید می‌کند. در چنین شرایطی، نخبگان و تحصیل‌کردگان برای یافتن فرصت‌های شغلی، زندگی بهتر، و استفاده از ظرفیت‌های علمی و عملی خود، چاره‌ای جز مهاجرت نمی‌یابند.

از دست دادن نخبگان، تنها از جنبه انسانی و علمی یک خسارت نیست، بلکه تبعات اقتصادی سنگینی نیز دارد. هر فارغ‌التحصیل دانشگاهی حاصل سال‌ها سرمایه‌گذاری آموزشی و هزینه‌های ملی است. خروج او از کشور به معنای خروج این سرمایه‌گذاری‌ها و انتقال منافع آن به کشورهای مقصد است.

چرخه معیوب توسعه‌نیافتگی

مهاجرت نخبگان، خود به عاملی برای تعمیق بحران‌های اقتصادی بدل می‌شود. با کاهش نیروی متخصص در کشور، کیفیت خدمات، نوآوری‌های فناورانه و بهره‌وری کاهش می‌یابد. در عین حال، عدم حضور نخبگان در چرخه اقتصادی موجب ضعف در مدیریت، عدم کارآمدی نظام‌های اجرایی و افت سطح توسعه می‌گردد.

از سوی دیگر، مهاجرت نیروی کار تحصیل‌کرده ممکن است در نگاه اول موجب کاهش نرخ بیکاری شود، اما در واقع این کاهش، یک سرپوش آماری بر بحرانی عمیق‌تر است: ناتوانی در نگه‌داشت نخبگان و عدم تبدیل علم به ثروت.

راهکارها و توصیه‌ها

ایجاد پیوند میان دانشگاه و صنعت: باید میان ساختار آموزش عالی و بازار کار پیوند برقرار شود تا دانشگاه‌ها متناسب با نیازهای کشور فارغ‌التحصیل تربیت کنند.

تشویق کارآفرینی علمی: حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان و فناوری‌محور می‌تواند به ایجاد مشاغل پایدار برای تحصیل‌کردگان منجر شود.

اصلاح سیاست‌های مهاجرت نخبگان: با ایجاد انگیزه‌های مادی و معنوی برای نخبگان، باید آنان را به ماندن در کشور تشویق کرد.

سرمایه‌گذاری در پروژه‌های کلان ملی: پروژه‌هایی که نیاز به نیروی متخصص دارند می‌توانند زمینه اشتغال پایدار برای فارغ‌التحصیلان فراهم سازند.

نتیجه‌گیری

کشوری که بستر مناسب برای استفاده از ظرفیت‌های علمی و تخصصی فرزندان خود نداشته باشد، محکوم به صادر کردن نخبگان و وارد کردن نتایج توسعه‌نیافتگی است. این کشور، به‌رغم برخورداری از ثروت فکری، به دلیل سوء مدیریت و ضعف برنامه‌ریزی، در دام فقر اقتصادی گرفتار می‌شود. علم بدون عمل و بدون بهره‌برداری داخلی، همچون بذری در بیابان است: بی‌ثمر، آسیب‌پذیر و از دست‌رفته.

بیان دیدگاه

وب‌نوشت روی WordPress.com. قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑