اقتصاد سالم و مولد، بر پایهی تولید ارزش افزوده واقعی، نوآوری و سرمایهگذاری بلندمدت استوار است. در چنین اقتصادی، سود حاصل از تلاش، ریسکپذیری هوشمند، بهرهوری و خلق محصول یا خدمت واقعی، محرک اصلی رشد اقتصادی و توسعه پایدار به شمار میرود. اما در نقطهی مقابل، اقتصادی که در آن سود حاصل از سوداگری، سفتهبازی و فعالیتهای غیرمولد بر سود فعالیتهای تولیدی و صنعتی برتری دارد، دیر یا زود با افول تولید، افزایش نابرابری، فرار سرمایهها، تورم ساختاری و بحرانهای دورهای مواجه میشود.
در این مقاله، به بررسی چرایی و چگونگی سلطه سوداگری بر اقتصاد کشور و تأثیرات مخرب آن بر توان تولید ملی خواهیم پرداخت.
۱. تعریف سوداگری و سفتهبازی
سوداگری (Speculation) به فعالیتهایی اطلاق میشود که در آن فرد بدون ایجاد ارزش واقعی، صرفاً با پیشبینی نوسانات قیمتها (در بازارهایی مانند ارز، طلا، مسکن، زمین، خودرو و…) به سود میرسد.
سفتهبازی نیز به خرید و فروش داراییها با انگیزه کسب سود از نوسان قیمتی، بدون نیت نگهداری بلندمدت یا تولید، گفته میشود.
در ظاهر، این فعالیتها بخشی از بازار آزاد هستند، اما زمانی که سود اینگونه فعالیتها بیشتر، سریعتر و کمریسکتر از تولید واقعی باشد، اقتصاد دچار اختلال ساختاری میشود.
۲. چرا سفتهبازی در اقتصاد ایران سودآورتر از تولید است؟
▪️ تورم مزمن و نوسانات ارزی
در شرایط تورمی، داراییهایی مانند طلا، ارز، زمین و مسکن به عنوان پناهگاههای امن سرمایه تلقی میشوند. این موضوع، سرمایهگذاران را از بخش تولید که با ریسک بالا، زمان طولانی بازگشت سرمایه و سود پایینتری مواجه است، دور میکند.
▪️ عدم امنیت اقتصادی و حقوقی
وقتی تولیدکننده با قوانین متغیر، تعرفههای ناگهانی، مالیاتهای غافلگیرانه، فساد اداری، بوروکراسی سنگین و نبود حمایت قضایی کافی مواجه است، طبیعی است که مسیر سودآوری را در دلالی و خرید و فروش بیابد.
▪️ نرخ بهره بانکی غیرشفاف و رانتهای پنهان
در بسیاری از موارد، سرمایهگذارانی که به وامهای بانکی با بهره پایین دسترسی دارند، بهجای تولید، آن را در بازارهای غیرمولد (مثل مسکن، ارز ، فلزات گرانبها و … سفتهبازانه) بهکار میبرند. در نتیجه، منابع بانکی از تولید به دلالی منحرف میشود.
▪️ نبود زیرساختهای حمایت از تولید
مشکلاتی مانند قطعی برق، کمبود مواد اولیه، عدم ثبات در واردات و صادرات، تحریم، و نبود فناوریهای روز باعث کاهش جذابیت سرمایهگذاری در تولید میشود.
۳. پیامدهای سلطه سوداگری بر اقتصاد
تضعیف تولید ملی
زمانی که سود دلالی از تولید بیشتر و سادهتر است، سرمایه و نیروی انسانی به سمت فعالیتهای غیرمولد سوق پیدا میکند. این فرآیند به رکود صنعتی، تعطیلی کارخانهها، و کاهش سهم تولید در GDP منجر میشود.
افزایش نابرابری اقتصادی
افرادی که به اطلاعات، رانت یا سرمایه کلان دسترسی دارند، از نوسانات بازارها سود میبرند، در حالیکه طبقات پایین، فقط متضرر میشوند. این مسئله به شکاف طبقاتی عمیقتر دامن میزند.
رشد تورم و سفتهبازی در بخش مسکن، خودرو و ارز
افزایش قیمتهای پیدرپی در بازارهای غیرمولد، بهویژه مسکن، باعث میشود هزینه زندگی بالا رود و تولیدکننده با هزینههای بالاتری برای اجاره، حقوق، مواد اولیه و… مواجه شود.
فرار سرمایهها از کشور
وقتی سرمایهگذاری در تولید به دلیل ریسک بالا و سود پایین، جذابیت نداشته باشد، سرمایهگذاران بهدنبال خروج سرمایه و انتقال آن به بازارهای مطمئنتر خارجی خواهند رفت.
۴. راهکارها: چگونه میتوان تولید را بر سوداگری غالب کرد؟
اصلاح ساختار مالیاتی: وضع مالیات بر سود سرمایه در بخشهای غیرمولد مثل معاملات مکرر مسکن، ارز و طلا (که پس از سالها انتظار با محدودیت هایی تصویب و ابلاغ شده است) و معافیت یا کاهش مالیات در بخش تولیدی.
ثبات اقتصادی و سیاسی: پیشبینیپذیر کردن اقتصاد از طریق تثبیت قوانین، مقررات و نرخها برای تشویق سرمایهگذاری بلندمدت.
بهبود محیط کسبوکار: کاهش بروکراسی، فساد، و حمایت حقوقی از سرمایهگذاران تولیدی.
حمایت هدفمند از تولید: اعطای تسهیلات ارزانقیمت به واحدهای تولیدی واقعی، نه شرکتهای صوری یا وابسته به رانت.
کنترل نوسانات ارزی و تورم: با ثبات اقتصادی، انگیزه برای دلالی کاهش مییابد و سرمایهها به سمت تولید جذب میشود.
نتیجهگیری
اقتصادی که در آن سود بادآورده، بدون زحمت و غیرمولد از مسیرهایی مانند دلالی ارز، زمین، مسکن و طلا بیش از سود تولید واقعی باشد، دیر یا زود دچار بحران تولید، افزایش نابرابری و فروپاشی ساختار اشتغال خواهد شد. نجات اقتصاد از این چرخه معیوب، نیازمند اراده سیاسی قوی، اصلاحات ساختاری و نگاه بلندمدت به توسعه اقتصادی است. تا زمانی که سودای سود سریع و آسان بر ارزشآفرینی واقعی غلبه دارد، تولید و توسعه تنها شعار خواهند بود.
بیان دیدگاه