در سالهای اخیر، پدیده ازدواج مجدد مردان در سنین بالا پس از چند دهه زندگی مشترک و داشتن فرزند، به یکی از موضوعات بحثبرانگیز در حوزه عدالت اجتماعی و حقوق خانواده تبدیل شده است. این مردان پس از طلاق یا فوت همسر اول، با زنی دیگر ازدواج میکنند و پس از گذشت چند سال کوتاه، فوت میکنند. در نتیجه، طبق قوانین فعلی ، همسر دوم نهتنها از حقوق بازنشستگی بهرهمند میشود بلکه از یکهشتم اموال نیز سهم میبرد. این موضوع، در نگاه بسیاری از کارشناسان و افکار عمومی، نوعی بیعدالتی نسبت به همسر اول و فرزندان حاصل از ازدواج نخست تلقی میشود.
ساختار قانونی ارث و حقوق بازنشستگی
براساس قانون مدنی ، زن از همسر متوفی در صورتی که دارای فرزند باشند، یکهشتم از اموال منقول و قیمت اموال غیرمنقول را به ارث میبرد. همچنین طبق قوانین مربوط به بازنشستگی، همسر دائم فرد متوفی در صورت احراز شرایط، مشمول دریافت حقوق بازنشستگی او میشود.
در این میان، تفاوتی میان همسر اول که ممکن است دهها سال در کنار همسر خود زندگی کرده، در تربیت فرزندان، ساخت زندگی، و ایجاد داراییها مشارکت داشته، با همسر دوم که تنها چند سال در کنار مرد زندگی کرده وجود ندارد.
پیامدهای اجتماعی و اخلاقی
این سازوکار قانونی، تبعاتی اخلاقی و اجتماعی نیز دارد:
احساس بیعدالتی در میان فرزندان و همسر اول: در بسیاری موارد، فرزندان و همسر سابق مرد، که سالها از عمر و جوانی خود را برای خانواده صرف کردهاند، در مواجهه با تقسیم ارث میان خود و فردی که نقش محدودی در زندگی متوفی داشته، دچار احساس ظلم میشوند.
سوء استفاده احتمالی: در برخی موارد، این وضعیت میتواند زمینهساز ازدواجهای صوری یا با انگیزههای مالی شود، بهویژه هنگامی که مرد در سنین سالمندی و با دارایی قابل توجهی قصد ازدواج مجدد دارد.
افزایش اختلافات خانوادگی پس از فوت: توزیع ارث و حقوق بازنشستگی طبق قانون فعلی، موجب اختلافات گسترده میان بازماندگان، طرح شکایتها و کشمکشهای حقوقی طولانی میشود.
. تحلیل حقوقی و پیشنهاد اصلاح قانون
از دید حقوقی، قانونگذار بیشتر به شکل ظاهری ازدواج (یعنی ثبت رسمی و دوام نکاح) توجه کرده و نقش کیفی همسران در زندگی فرد را لحاظ نکرده است. در حالی که عدالت ایجاب میکند عوامل دیگری همچون مدت زمان زندگی مشترک، مشارکت در تولید دارایی، تربیت فرزندان، و وضعیت مالی طرفین نیز مدنظر قرار گیرد.
پیشنهادها:
بازنگری در قانون ارث برای همسران دوم سالمندان: میتوان سهم ارث همسر دوم را مشروط یا محدود به مدت زندگی مشترک کرد .
اصلاح قانون حقوق بازنشستگی: پیشنهاد میشود که بهرهمندی از حقوق بازنشستگی متناسب با طول مدت زندگی همسران با متوفی تخصیص داده شود .
نتیجهگیری
قوانین فعلی ارث و حقوق بازنشستگی در کشور ، گرچه بر مبنای اصول شرعی و مدنی تنظیم شدهاند، اما در برخی موارد خاص، بهویژه در ازدواجهای دوم مردان سالمند، میتوانند منجر به بیعدالتیهای اجتماعی و خانوادگی شوند. اصلاح این قوانین با در نظر گرفتن واقعیتهای زندگی خانوادگی، مدت زندگی مشترک، و مشارکت واقعی همسران، میتواند گامی مؤثر در جهت تحقق عدالت اجتماعی و کاهش تنشهای پس از مرگ باشد.
بیان دیدگاه