بازار مسکن در اقتصاد کشور همواره یکی از پیچیدهترین و پرنوسانترین بازارها بوده است. در سالهای اخیر، جهشهای قیمتی بیسابقه، قدرت خرید را به شدت کاهش داده و رویای خانهدار شدن را برای بسیاری از افراد به سرابی دستنیافتنی تبدیل کرده است. در این میان، این سوال مطرح میشود که آیا رونق معاملات مسکن میتواند به کاهش قیمتها منجر شود؟ یا آنکه صرفاً به تشدید حباب قیمتی و ایجاد دورههای تورمی جدید دامن میزند؟ برای پاسخ به این سوال، باید به عوامل مؤثر بر بازار مسکن و پویایی عرضه و تقاضا نگاهی عمیقتر بیندازیم.
رونق معاملات، کاهش قیمت: آیا این تئوری عملی است؟
در نگاه اول، ممکن است به نظر برسد که رونق معاملات، به معنای افزایش خرید و فروش، خود نشانهای از افزایش تقاضا است و باید به افزایش قیمتها منجر شود. اما در شرایط خاص، این معادله میتواند وارونه عمل کند. در سالهای اخیر، بازار مسکن عمدتاً تحت تأثیر رکود تورمی بوده است. به این معنا که همزمان با افزایش قیمتها، تعداد معاملات نیز کاهش یافته است. این پدیده نشاندهنده کاهش قدرت خرید مصرفکنندگان واقعی و تبدیل مسکن از یک کالای مصرفی به یک کالای سرمایهای است.
اگر رونق معاملات در شرایطی رخ دهد که:
انتظارات تورمی کاهش یابد: زمانی که مردم انتظار کاهش قیمتها را دارند، تمایل به خرید با قیمتهای بالا کمتر میشود و فروشندگان نیز برای انجام معامله مجبور به تعدیل قیمتها میشوند.
نقدینگی از بازارهای موازی خارج شود: در صورتی که سرمایهگذاران از بازارهایی مانند ارز و طلا خارج شده و به سمت بازار مسکن روی آورند، اما نه با هدف سفتهبازی بلکه با هدف سرمایهگذاری بلندمدت یا تبدیل به ملک مصرفی، این امر میتواند به ثبات و حتی کاهش قیمتها کمک کند.
در واقع، رونق معاملات در صورتی میتواند به کاهش قیمتها منجر شود که این رونق ناشی از ورود متقاضیان واقعی به بازار و افزایش اعتماد به ثبات اقتصادی باشد، نه صرفاً سفتهبازی. در چنین شرایطی، افزایش تعداد معاملات به معنای فعال شدن بخش مصرفی بازار است که در بلندمدت به تعدیل قیمتها کمک میکند. اگر سرمایهگذاران به دلیل افت جذابیت بازارهای موازی، سرمایه خود را به بازار مسکن منتقل کنند و این سرمایه به سمت ساختوساز سوق یابد، میتواند منجر به افزایش عرضه و در نتیجه کاهش قیمتها شود.
چشمانداز آینده
پیشبینی وضعیت آینده بازار مسکن همواره دشوار است. با این حال، میتوان گفت که رونق معاملات به تنهایی لزوماً به معنای کاهش قیمتها نیست. برای اینکه رونق معاملات به نفع مصرفکننده نهایی باشد و به کاهش قیمتها کمک کند، نیاز به یک مجموعه از سیاستهای حمایتی از سوی دولت است که شامل:
پیگیری پایدار عرضه مسکن احتکار شده
جلوگیری از سفتهبازی با بهره گیری سامانه املاک و اسکان و سامانه های کاتب ، خودنویس و غیره
اعمال مالیات بر خانههای خالی با استفاده سامانه های متعدد و تکنولوژی هوش مصنوعی ، تصویب و اجرای مالیات بر عایدی سرمایه
افزایش قدرت خرید متقاضیان واقعی از طریق تسهیلات بانکی با نرخ سود مناسب
در نهایت، اگر رونق معاملات ناشی از تقاضای مصرفی واقعی و افزایش عرضه متناسب با نیاز بازار باشد، میتوان به ثبات و حتی کاهش تدریجی قیمتها امیدوار بود. اما در غیاب این عوامل، رونق معاملات میتواند صرفاً به جابجایی نقدینگی و تشدید چرخه تورمی در بازار مسکن منجر شود.
بیان دیدگاه