امر خیر و بخشیدن بخشی از درآمد و یا دارایی ها به موسسات خیریه در نهان هر انسانی نهفته است و آنسان ها علاقمند هستند در این امر مشارکت کرده و مبالغی را بطور نقدی و غیر نقدی به این موضوع اختصاص داده و به موسسات خیریه پرداخت نمایند .
شرکت در خدمات عام المنفعه و کمک به نیازمندان در همه جوامع امر پسندیده و مورد استقبال زیاد مردم قرار میگیرد .
مولفه اینکه ضرورت شکل گیری موسسات خیریه از چه زمانی عمومیت پیدا کرد و چه شرایطی در جامعه پیش رفت تا موسسه خیریه و غیره شکل بگیرد جای بررسی و تأمل است .
در یک جامعه با انظباط چنانچه همه آنسان ها بر حسب مقرارت به وظایف قانونی خود اقدام کرده و حاکمیت ها با دقت کافی بر ابن امر نظارت جامع داشته باشند قاعدتاً انتظار تاسیس موسسه خیریه در این نوع جوامع به نظر نمیرسد فراهم باشد .
تشکیل موسسات خیریه بیشتر زمانی شکل میگیرد که آنسان ها از وظایف قانونی خود غافل شده و به عبارتی دیگر ، قانون گریز شده و حاضر نمیشوند حقوق دولت و دیگران را رعایت کنند و حاکمیت هم خواسته و نا خواسته و با سو مدیریت در وظایف قانونی خود که همان نظارت است کوتاهی مینمایند .
در چنین شرایطی در نظام اقتصادی اختلال پیش میرود و این اختلال موجب ایجاد شکاف درآمدی و گسترش فقر در جامعه میگردد و بستر ایجاد موسسات خیریه فراهم می گردد .
چنانچه وضعیت و کارها به خوبی و با انظباط پیش برود لزومی به تأسیس بنگاه های خیریه نمیتواند باشد و دیگر بستر ایجاد فقر فراهم نمی شود تا موجب تشکل های خیریه باشد .
در این بستر در بعضی از جوامع بجای پرداخت حقوق دولت پرداخت های به خیریه ها انجام میشود که جزو هزینه های مورد قبول نظام مالیاتی قرار میگیرد و در میان مردم بعنوان فرد خیر مطرح میگردند .
بیان دیدگاه