تناسب حداقل دستمزد با قیمت کالاها و خدمات

نزدیک به دو دهه است رابطه حداقل دستمزد با میانگین قیمت کالا و خدمات کمرنگ شده و فاصله گرفته است ، این روند در چند سال اخیر از شدت بیشتری بخود گرفته و نشان داده میشود .
دامنه تداوم یافته این رفتار در بسیاری از شاخص های زندگی ، اجتماعی و اقتصادی و غیره مردم عوارض حاشیه ای زیادی را داشته است .
بسیاری از خانواده ها در تداوم این رفتار ، جدا از کاهش میانگین زندگی اقتصادی با اختلالات اجتماعی زیادی مواجه شده‌اند.
امروزه غالب قیمت کالا و خدمات در داخل کشور در موارد زیادی از میانگین قیمت در کشورها همجوار و کشورهای توسعه یافته بالاتر رفته است و در مقابل میزان حداقل دستمزد و حقوق سایر سطوح در حدود پنج تا ده برابر در قیاس کشورها فوق کمتر است .
هرگونه اظهار نظر های حاشیه اقتصادی توسط بعضی از کارشناسان اقتصادی مبنی دستکاری در حداقل دستمزد با ارقام متناسب با تورم و تامین کننده زندگی نسبتاً متعارف برای یک خانواده چهار نفره موجب افزایش تورم عمومی بیشتر خواهد شد ، به نظر می‌رسد این نوع تحلیل ها ، تحلیل های کامل کارشناسی نیست ، و به مفهوم دیگر بالاتر بودن پنج تا ده برابر دستمزد در دیگر کشورها آیا برآیند تورمی به همراه برای آن کشور ها داشته است و اگر داشته است چه میزان بوده و در ادامه درصد دستمزد در قیمت تمام شده کالا و خدمات ، آسیبی در بهای تمام شده کل و فروش و درآمد ایجاد کرده است ؟
متولیان امر در تعیین حداقل دستمزد می‌بایستی با بهرمندی از کارشناسان نخبه با نگاه همه جانبه داخلی و بین‌المللی و جدا از تعارض منافع موضوع را در همه ابعاد اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و غیره مورد کنکاش و بررسی قرار دهند تا این بیماری مزمن که در بخش بزرگی خانواده‌ها از مدت ها پدیدار گردیده است در فاصله زمان کارشناسی شده مرتفع گردد.

بیان دیدگاه

وب‌نوشت روی WordPress.com. قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑