اقتصاد آزاد زمانی موجب هم افزایی و رشد اقتصادی پایدار میشود که نظام مالیاتی مقتدر در آن جامعه جاری باشد .
اقتصاد آزاد فاقد نظام مالیاتی ، بروز آشفتگیهای اقتصادی، افزایش فساد سوداگری ، شکل گیری طبقه خاص ، رشد فاصله طبقاتی و ده ها موارد دیگر از آسیب های اجتماعی است .
غالب جوامع توسعه یافته با اجرای نظام مالیاتی مقتدر توانسته اند بخش بزرگی از اختلالات اقتصادی و اجتماعی خود را با اجرای صحیح قانون مالیات ها بر طرف کرده و اقتصاد آزاد خود را مستحکم و پایدار کنند .
تصور بر اینکه اخذ مالیات صرفا به عنوان تأمین بودجه عمومی است نوعی تفکر واپسگرایی میتوان بر آن تلقی کرد .
نقش تنظیم گری اقتصادی اجرای قانون مالیات ها، امروزه بیش از وظیفه اصلی قانون مزبور در هدایت اقتصادی حاکمیت ایفای نقش و بازیگری میکند .
سال های زیادی است مقرر میشود این نقش را به قانون مالیات ها در داخل اضافه شود که به اشکال مختلف در ورود آن دست اندازی فراهم می شود.
در یکی و دو سال گذشته در این باب قوانین ساده ای تصویب شد که در اجرای آن رفتارهای بازدارنده زیادی آغاز شد که نشان از تعارض منافع شدید است .
دوستان علاقمند به اجرای اقتصاد آزاد بایستی تلاش کنند مجموعه آزادی اقتصادی بطور جامع و کامل با هم ببینند .
اقتصاد آزاد رها شده برای هر جامعهای ، میتواند ضربههای مالی و اجتماعی جبران ناپذیری را فراهم کند .
بیان دیدگاه