رشد منفی جمعیت که از حدود دو دهه در جامعه ما شروع شده است ، بستری از دشواری زیاد در مدیریت آتی در همه زمینه را نشان و نمایان دارد .
گسترش دانشگاه و موسسات عالی و افزایش تحصیلات دانشگاهی و ورود فارغالتحصیلان زن به عرصه کار و اشتغال ، موجب افزایش متوسط سن ازدواج و به دنبال آن کاهش باروری گردید .
افزایش متوسط سن ازدواج، جدا از اشتغال زنان اختلالات اقتصادی نیز به این سناریو دامن زده و بخشی از فارغالتحصیلان دانشگاهی و متخصصان برای دسترسی کار با توجه به اختلالات فوق و فاصله درآمدی در داخل اقدام به کار در دیگر کشورها را برنامه ریزی کرده و نسبت به تشکیل زندگی مشترک در دیگر کشورها اقدام کردهاند.
عوامل زیادی دیگر که پایه اصلی آن مولفه اقتصادی دارد زندگی مجردی و انزوایی را در جامعه گسترش داده و در نهایت آثار رشد منفی جمعیت با توجه به اقدامات قابل توجهی که در خصوص فرزند آوری شده است ، همچنان نشان از بهبودی مورد انتظار نشان داده نمی شود.
موضوع کاهش جمعیت و رشد منفی آن در بسیاری از کشورهای توسعه یافته از چند دهه گذشته آغاز شده است ، این کشورها برای تامین جمیعت مورد نیاز خود در آینده ، تصمیم بر این دیدهاند که سازمان مهاجرت در حد و اندازه وزراتخانه تدارک دیده و طراحی برنامه بلند مدت نیروی کار و جمعیت مورد انتظار را با توجه به تخصص ارزیابی و به تدریج شروع به جذب آنها به عنوان شهروند آن کشور، اجازه ورود دهند .
امروزه جابجایی جمعیت امری عادی شده و در همه کشورها و شهرها منطقه و یا محله از هر کشوری در کنار کشور میزبان به زندگی معمول میپردازد.
با قبول این مولفه که جابجایی جمعیت به امر طبیعی تبدیل شده است برای حفظ نیروی کار و تامین جمعیت لازم است با استفاده از تجربیات دیگر کشورها اقدامات مشابه بایستی آغاز شده و نسبت به آن اقدام شود ، ورود غیر قانونی مهاجر به کشور میتواند بازخوردهای منفی داشته باشد ، که بعضاً جبران آن غیر ممکن می تواند باشد .
بیان دیدگاه