اداره صندوق های بازنشستگی و صندوق های حمایتی بازنشستگی در اقتصاد تورم دو رقمی نشان داده است که توان هدایت اندوخته های کارکنان چه در بخش و عمومی و چه در بخش خصوصی را ندارد .
کارنامه همه صندوق ها نشان میدهد مدیریت این صندوق ها نیازمند داشتن مدیران بین نسلی با ابتکار و توانا و پایدار است تا با دریافت بالاترین مشاوره علمی موفق به هدایت این صندوق ها باشند .
میزان کسری اندوخته این صندوق ها با به هم خوردن نسبت تعداد بازنشستگان به افراد شاغل ، بطور تداوم یافته رو به افزایش است .
ادامه افزایش تراز بازنشستگان به شاغلین پرداخت حقوق بازنشستگان قطعا با مشکل بنیادی مواجه خواهد شد .
در چند صندوق بازنشستگی ابن اتفاق پیش آمده است و دولت ناچار به پرداخت حقوق آنها از بودجه عمومی اقدام کرده و میکند .
فعالیت بزرگترین صندوق بازنشستگی که اکثریت جامعه را پوشش میدهد با فرض اینکه تورم را در یک دوره سی ساله صفر فرض کنیم و صندوق هم توانایی داشته آن منابع را بدون کم و کاست حفظ کرده باشد ، قادر به پرداخت ده سال حقوق بازنشستگان است ، در شرایطی که سن امید به زندگی به هشتاد سال رسیده است ، یعنی اینکه مدیران بسیار شایسته با دور اندیشه بلند مدت ، بتوانند این دوره را، پنج تا ده سال بزرگتر کنند .
در دیگر کشورها هم با این مشکل مواجه شده و در نهایت با تغییر ساختار ، رفتاری را پیش برده اند که حداکثر حقوق بازنشستگان با بالاترین دوره خدمت و با حمایت حاکمیت به حداقل حقوق پایه تقلیل پیدا کرده است .
در دوران خدمت به شاغلین آموزش های لازم در خصوص میزان حقوق بازنشستگی توضیح و اطلاع رسانی کافی میشود و شاغلین در ایام خدمت با پس انداز های محدود خود اقدام به سرمایهگذاری حاشیه ای و یا خرید بیمه بازنشستگی موازی را دنبال میکنند .
در این نوع کشورها اشتغال زن و مرد از گذشته مرسوم بوده ، از این رو مجموع دریافت حقوق بازنشستگی زن و مرد تا حدودی گره اقتصادی را مرتفع میکند .
بیان دیدگاه