بعد از سه دهه از پیادهسازی اقتصاد بر پایه بازار آزاد ، پیامد های آن به تدریج در سفره و معیشت مردم نشان داده میشود .
سپرده شدن آموزش و پرورش به بخش خصوصی و دادن صندلیهای دانشگاه های برتر به به طبقه ای که توان پرداخت شهریه های مدارس غیرانتفاعی و یا خصوصی را داشته و موفق به ورود دانشگاه های برتر و دولتی میگردند .
همین گروه پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه ها در فرصت اولویت صاحب مناسب کلیدی سازمان های دولتی و تاثیر گذار را نیز بدست میآورند .
این فارغالتحصیلان در ادامه نگاه به اقتصاد بازار صاحب قدرت تصمیم گیری در رابطه بهداشت و درمان و مسکن و مشابه شده و سعی میکنند از توان موجود بخش دولتی و عمومی در خصوص خدمات مهم بهداشت و درمان و ساخت مسکن کاهش داده و همه آنرا به بخش خصوصی واگذار کنند .
ناترازی در ورودی های دانشگاه ها در خصوص مدارس خصوصی و دولتی دیده میشود، بخشی از زاویه نگاه آزاد سازی است در درمان و مسکن نیز این نوع ناترازی با عدم دسترسی به بهداشت و درمان و مسکن قابل مشاهده است .
در بیشتر کشورهای که از اقتصاد بازار آزاد بهره میبرند اجازه داده نمیشود آموزش و بهداشت و درمان و مسکن رها شده و مردم متوسط و پایین جامعه دچار بحران و بی عدالتی قرار بگیرند .
برای بهتر ساختن تصویر از آینده لازم است تغییر بنیادی در موارد بالا متناسب با دیگر کشورها موفق برنامه ریزی گردد .
بیان دیدگاه