بیش از پنج دهه است بخشی از منابع حاصل از فروش نفت به اشکالی به سمت سرمایهگذاری در صنعت و تولید مصرف شده است با وجود اینکه این سرمایه گذاری در مقابل سایر سرمایه گذاری سوداگرانه ناچیز بوده باز سرمایه گذاری قابل توجه بوده است و به دنبال آن کارخانجات متعددی با ظرفیت متنوع در سرتاسر کشور به مرحله تولید و بهرهبرداری رسیده است .
بهرهبرداری از عدم ظرفیت کامل این کارخانجات عمومآ به لحاظ حاشیه سود کم در مقابل سود سایر بازارها بوده است ، سود بسیار متفاوت و بالا سایر بازارها بدون ردیابی و رصد مالیاتی و یا اخذ مالیات ناچیز ، رشد و رونق تولید را به حاشیه کشانده است و فرصت استفاده بهینه از حجم سرمایه گذاری ثابت در بستر تولید را سد نموده است .
حجم و اندازه منابع مصرف شده در سرمایه گذاری ثابت واحدهای تولیدی در قیاس این نوع سرمایه گذاری در دیگر کشورهای منطقه قابل توجه است و این فرصت را فراهم میکند با بهرهگیری و با بهره مندی مناسب میتوان ظرفیت تولید این سرمایهگذاری های ثابت را به حداکثر رساند و نیاز داخلی و نیاز کشورها منطقه را تامین نمود .
این مزیت سرمایهگذاری در داخل کشور به پشتوانه فروش نفت و سایر منابع صادراتی عمومآ احداث شده و در کشورهای منطقه این توانایی سرمایهگذاری ها بسیار پایین بوده است .
با داشتن چنین مزینی و فراهم بودن سوخت ارزان قیمت به سادگی میتوان از تمامی ظرفیت این کارخانجات و خطوط تولید منصوبه بهره مند شد ، مشروط بر اینکه با ابزار مالیاتی بازار های موازی سوداگری که رقیب سرسخت تولید است کنترل گردد .
چنانچه با ابزارهای مختلف مالیاتی و غیره بازار های موازی سوداگری کنترل گردد بستر رشد تولید فراهم خواهد شد.
بیان دیدگاه