حاشیه های افزایش سن امید به زندگی

یکی از عوامل رشد سن امید به زندگی در کشورها ،فراهم بودن امنیت نسبی اقتصادی است ، که به دنبال و تبع آن افزایش تامین سطح دسترسی مردم به بهداشت و درمان است .
آرامش نسبی روانی به تأمین اقتصادی در آینده ، مردم را تا حدود زیادی از بیماری ها دور میکند و با رفع نگرانی‌ها از بابت تامین امکانات ، در زمان درگیری با بیماریی ها ، زمینه سن امید به زندگی را افزایش میدهد .
بیش از ۵ دهه است بیشتر خانواده ها به فرزند آوری یک و یا دو فرزند اکتفا کرده اند و این فرزندان در فاصله زمانی زیر حدود ۳۰ سال یا زندگی مشترکی را شروع می‌کنند و یا از پدر و مادر جدا شده و بطور مجردی ادامه زندگی میدهند و بعضاً برای ادامه تحصیل به کشورهای خارج میروند .
در چنین شرایطی متوسط سن پدر و مادر بین ۵۰ تا ۶۰ است ، در سنی قرار دارند. ، که سن امید به زندگی بیش از ۸۰ سال است ، که ۲۰ تا ۳۰ سال با متوسط سن امید به زندگی فاصله دارند .
برای پر کردن این حاشیه فاصله متوسط سن امید به زندگی برای پدر و مادر ها نیاز به تامین برنامه اجتماعی ویژه است .
پدر و مادر ها در زیر زندگی مشترک بین ۵۰ تا ۶۰ سال عمومآ اوقات خود را مشغول کار و بزرگ کردن فرزندان خود میکردند و کمتر فرصت می‌کردند در کنار یکدیگر به فکر و زندگی خود باشند. تنها شدن پدر مادر ها که معمولاً از سن ۵۰ سال به بالا شروع میشود ، حاشیه‌های در زندگی امروزه آنها شکل داده و بعضی اختلالات رفتاری را بین آنها افزایش داده است .
به نظر می‌رسد در بعضی از خانواده ها تنها شدن پدر مادر ها و پیش آمدن بعضی از رفتارهای سلیقه ای که عموما در این سنین بیشتر بروز میکند آمار جدایی را
در بین این پدر و مادر ها افزایش داده است .
در نسل های گذشته میزان فرزند آوری معمولاً بیشتر از ۴ فرزند در هر خانواده بود و متوسط سن امید به زندگی خیلی پایین تر بود و کمتر پیش می‌آمد پدر و مادر ها در زندگی مشترک بدون فرزند و یا فرزندان در کنارشان نباشد .
نظام اجتماعی برای تامین اوقات فراغت و این گپ سنی تنهایی پدر و مادر ها فکر بنیادی بایستی بعمل آورند تا در آینده اختلالات ناشی از تنهایی بار اجتماعی و اقتصادی را برای جامعه نداشته باشند .

بیان دیدگاه

وب‌نوشت روی WordPress.com. قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑