مطالب زیادی، به میزان سطح درآمدی خاص و پایینتر از آن را در میان مردم به عنوان خط فقر اطلاق میشود .
در شرایطی که دیگر فاکتورهای بنیادی زندگی تأمین شده باشد ، عدد و رقم درآمدی هر فرد و خانواده ، فاکتور کوچکی از میزان خط فقر است ،
تا مادامیکه فاکتور های بنیادی و آساسی هزینه خانوار شفاف و تعیین تکلیف نشود ، هر اندازه سقف درآمدی هر فرد و خانواده ، میتواند با توجه به تورم دو رقمی در فاصله زمانی کوتاهی به خط فقر نزدیک شود .
مسکن ، آموزش و درمان سه فاکتور بنیادی و آساسی زندگی هر خانواده است ، تا زمانیکه این سه عامل برای خانواده ها همیشه ابهام داشته باشد صحبت کردن از میزان درآمد و سقف خط فقر نمی شود مطالبی گفت .
با رفع ابهام از این سه عامل ، فضای صحبت دیگر فاکتورها قابل بررسی است .
ابهام در مسکن ، آموزش و درمان میتواند بستر خط فقر را نشانه رود ، برای اتمام در گفتگو خط فقر و چگونگی رفع آن نباید در جستجوی افزایش درآمدی افراد و خانواده ها شد ، بایستی به این فکر کرد چگونه میشود دسترسی آسان مردم را به سه فاکتور فوق را ساده فراهم کرد .
از وظایف اصلی دولت ها اجرایی هر کشور ، برای امنیت و آسایش و تأمین هزینه زندگی هر فرد و خانواده تدارک سه قلم اصلی زندگی است .
در بسیاری کشورها همتراز و توسعه یافته اقدامات بنیادی در این بستر به عمل آورده آند و آرامش نسبی را برای همه مردم کشورشان فراهم کرده اند .
در این کشورها آموزش تا سطح تحصیلات متوسطه برای همه دانش آموزان رایگان است و برای تحصیلات در دانشگاه ها وام های دانشجویی بلند مدت به هر دانشجو علاقمند به ادامه تحصیل تعلق میگیرد و درمان نیز برای همه مردم به شکلی رایگان است و فقط از افراد حقوق بگیر و اشتغال به کار مبلغی بعنوان بیمه درمان کسر میشود در خصوص مسکن نیز رفتاری شده است تا افراد با درآمد کم از یارانه ماهانه اجاره تا یک سوم مبلغ اجاره استفاده نماید .
پرداختن به خط فقر بطور مطلق ، بدون ورود به عوامل دیگر و رها بودن مسکن و آموزش و درمان اساسا رفتار بی نتیجه خواهد بود .
دامنه خط فقر در هر کشوری با میزان امکانات بنیادی قابل ارزیابی و بیان است
بیان دیدگاه