ساخت مسکن متناسب با تعداد مسکن و فرزند آوری

تعداد تشکیل زندگی های مشترک متولدین دهه شصت به بعد به لحاظ شکم جمیعتی و دیگر مشکلات عدیده ، آنچنان مشابه دهه ها زندگی مشترک قبل پیش نرفته است و آن تعدادی هم زندگی مشترک را آغاز کرده‌اند ، در فرزند آوری تمایل کافی از خود نشان نداشته آند .
چنانچه این پروسسه و رفتار به همین شکل پیش رود ، جدا از گروه سنی تغییرات جمیعتی و افزایش گروه سنی کهنسال ، کشور با کمبود نیروی جوان مواجه خواهد شد .
این بهم ریختگی جمیعتی بسیاری از برنامه‌های میان و بلند مدت کشور را در زمینه های متعدد با ابهامات زیادی مواجه خواهد کرد .
چند سالی گفته میشود ، کشور سالی حداقل یک میلیون مسکن نیازمند است تا کسری مسکن چند سال خود را جبران کند و باز تأکید می‌شود ابن تعداد ساخت مسکن چند سال دیگر در ادامه می‌بایستی ساخته شود تا عرضه و تقاضا مسکن به مرز تعادل برسد .
به نظر می‌رسد در آخرین آمار نفوذ مسکن تعداد خانوار حدود بیست و پنج میلیون بوده است که در همین حدود واحد مسکونی زندگی میکنند ، چنانچه رشد جمعیت رو به کاهش برود ، ضرورت ساخت مسکن چه توجیه خواهد داشت.
فرض بر این باشد این رفتار به همین ترتیب ادامه داشته باشد در آینده نچندان دور خانه های فاقد ساکن در کشور خواهیم بود .
با کاهش جمعیت و کم تمایلی به فرزند آوری ، نسل باقیمانده از دهه شصت به بعد که معمولاً تک فرزندی و یا دو فرزندی هستند نیازی به این تعداد مسکن ندارند .
تکمیل خود اظهاری سامانه املاک و اسکان که مصوبه قانونی دارد و مردم لازم است آنرا تکمیل نمایند ، اطلاعات گسترده‌ای از میزان نیاز مردم به مسکن را شفاف میکند ، بدون نقشه راه مستند ، ورود به ساخت و سازهای مسکن ، ممکنه مدفون کردن سرمایه ملی در این بخش باشد .
به صرف اینکه گفته بشود فرضا سالانه هفتصدهزار ازدواج است و کشور برای این ذوجین نیاز ساخت مسکن دارد به نظر نمیرسد مطلب کاملا کارشناسی باشد ، گفتن چنین نظری ، به این معنی است بقیه مسکن موجود ساخته شده تخریب شده و یا در خال تخریب است .
بهتر است پس از تکمیل سامانه املاک و اسکان و دسترسی به آمار ارقام صحیح ، اقدامات ساخت و ساز با دور اندیشی پیش رود .

بیان دیدگاه

وب‌نوشت روی WordPress.com. قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑