تناسب مالیات دریافتی با تولید نا خالص ملی

برای اندازه‌گیری و سنجش تراز اخذ مالیات در دنیا رابطه وصول مالیات به تولید نا خالص ملی هر کشوری معمولا معیار و نشانگر چگونگی و انظباط در اخذ مالیات است .
سابقه تاریخی نشان میدهد کشور ما در وصول مالیات به تناسب تولید ناخالص همیشه از نسبت کمی برخوردار بوده است .
نسبت وصول مالیات به تولید نا خالص ملی معمولاً در این ایام همیشه کمتر از حدود هفت درصد تولید ناخالص ملی بوده است . این نسبت در قیاس کشورهای همتراز کمترین نسبت و در قیاس کشورهای توسعه یافته عدد ناچیزی است .
در کشورهای توسعه یافته نسبت وصول مالیات به تولید نا خالص ملی تا حدود پنجاه درصد هم می‌رسد .
وجهه درآمدی وصول مالیات ممکنه برای هر کشوری مهم باشد ، آنچه مهمتر از اخذ مالیات برای آن کشورها بارز تر است و برای مدیریت این کشورها در اولویت قرار میگیرد ، موضوع بهرمندی از وصول مالیات در تنظیم گری عدالت اجتماعی و اقتصادی کشور است .
بیشتر این کشورها جدا از منابع درآمدی حاصل از محل وصول مالیات ، درآمد حاصل از سایر منابع طبیعی و زیرزمینی نیز دارند ، که می‌تواند وصول مالیات را کمرنگ کند و دولت ها اداره کشور را متکی به آن کنند ،
که چنین سناریو و اتفاقی مشاهده نمی‌شود .
این کشورها با حفظ و ذخیره منابع درآمدی حاصل از فروش منابع طبیعی و غیره را ، سعی میکنند صرفا به پروژه‌های بلند مدت اختصاص دهند و اجازه ندهند صرف هزینه‌های جاری کشور گردد .
اخذ مالیات متناسب با درصد قابل قبول با تولید نا خالص ملی در کشور ، شاهد رشد منفی تورم و نقدینگی در جامعه شده و به تبع آن بازار با اطمینان خاطر بیشتر فعالیت خود را گسترش میدهد .
تا مادامیکه این تنظیم گری بخوبی پیش نرود و تکیه هزینه های جاری کشور به منابع درآمدی حاصل از فروش منابع طبیعی باشد ، کاهش تورم و نقدینگی دور از انتظار خواهد بود .
خوشبختانه همه ابزارهای لازم برای وصول مالیات و بهبود نسبت درآمد مالیات به تولید نا خالص ملی فراهم است و نظام مالیاتی و ارگان های مرتبط با هماهنگی توانایی دسترسی به نسبت مطلوب را دارند .

بیان دیدگاه

وب‌نوشت روی WordPress.com. قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑