به نظر میرسد نسبت ورودی دانشجو خانم به دانشگاه ها از دو دهه گذشته نسبت به آقایان تغییر و افزایشی شد .این افزایش در همان دوران با تشویق های نیز به شکلی همراه بود.
در همان دوران بازخورد این نسبت افزایش در آینده قابل پیش بینی بود . افزایش فارغالتحصیلان خانم در مقابل کاهش فارغالتحصیل آقایان رفتارهای ناخواسته اجتماعی را به دنبال خواهد داشت .
بر حسب زندگی سنتی و فرهنگی ، همیشه در زندگی های مشترک پایه تحصیلی آقایان نسبت به خانم بالا تر و بعضاً ، پیش میامد، هم پایه علمی بودند .
ادامه این رفتار سنتی و فرهنگی با توجه به تعداد فارغالتحصیلان خانم که از آقایان بیشتر شده است ،شروع زندگی مشترک خانم ها را به تأخیر انداخته است .
دختر خانم فارغالتحصیل از دانشگاه ، انتظار دارند همسری را انتخاب نمایند که حداقل پایه تحصیلی همسر کمتر از خود نباشد و در انتظار میمانند تا بتوانند تا هم ردیف علمی خود انتخاب و ازدواج نمایند .
تعدادی از دختر خانم ها فارغالتحصیل دیگری نیز هستند برای رفع نگرانی از تأخیر ازدواج با صبوری تمام و کاهش انتظارات ، با وجود گپ تحصیلی همسر، تن به زندگی مشترک میدهند ، که بعضا با همین فاکتور تفاوت تحصیلی به اختلاف میرسند .
صاحب نظران فرهنگی و اجتماعی بایستی برنامههای در دستور کار قرار دهند ، با حفظ ادامه تحصیل برای همه ، راهکاری برای بهبود فاصله گب تحصیلی در نظر بگیرند ، تا شروع زندگی مشترک تسهیل گردد. .
بیان دیدگاه